راهبردهای علوم مهندسی و مدیریت سیستم های پایدار

راهبردهای علوم مهندسی و مدیریت سیستم های پایدار

تصفیه زیستی خاک‌های آلوده به نفت توسط کمپوست تولید شده از پسماند مواد غذایی

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان
1 شرکت ملی نفت فلات قاره ایران، بوشهر، ایران
2 انجمن علمی مهندسی و مدیریت پسماند ایران، تهران، ایران.
3 انجمن علمی مهندسی و مدیریت پسماند ایران، تهران، ایران
4 مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، اصفهان، ایران
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی کارایی کمپوست حاصل از پسماند مواد غذایی در تصفیه زیستی خاک آلوده به نفت خام در منطقه نفتی بهرگان، استان بوشهر، صورت گرفت. آزمایش‌ها به مدت 180 روز در چهار تیمار شامل شاهد بدون هوادهی و رطوبت‌دهی، شاهد با هوادهی و رطوبت‌دهی و تیمارهای حاوی 30 و 50 درصد کمپوست انجام شد. غلظت هیدروکربن‌های نفتی کل (TPH) با استفاده از کروماتوگرافی گازی مجهز به آشکارساز یونش شعله‌ای (GC-FID) اندازه‌گیری و روند تغییرات آن در طول دوره آزمایش بررسی شد. همچنین، برخی ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی مؤثر بر فرایند زیست‌پالایی، از جمله pH، کربن آلی، نیتروژن کل کجلدال و فسفر کل، پایش شدند. نتایج نشان داد که پس از 180 روز، میزان کاهش TPH در تیمارهای شاهد بدون هوادهی و رطوبت‌دهی، شاهد با هوادهی و رطوبت‌دهی، 30 درصد کمپوست و 50 درصد کمپوست به‌ترتیب 6/8، 78، 45/94 و 91/94 درصد بود. مقایسه تیمارهای شاهد نشان داد که تأمین اکسیژن و حفظ رطوبت مناسب، کاهش TPH را به‌طور چشمگیری افزایش داد که بیانگر نقش شرایط محیطی مناسب در فعالیت میکروارگانیسم‌های بومی است. افزودن کمپوست نیز در شرایط یکسان هوادهی و رطوبت‌دهی، راندمان حذف را نسبت به شاهد افزایش داد، به‌طوری‌که تیمارهای 30 و 50 درصد کمپوست به‌ترتیب 45/16 و 91/16 واحد درصد کاهش بیشتر TPH نسبت به شاهد هوادهی و رطوبت‌دهی‌شده نشان دادند. بااین‌حال، اختلاف راندمان نهایی بین دو سطح کمپوست تنها 46/0 واحد درصد بود. بنابراین، در شرایط این پژوهش، استفاده از 30 درصد کمپوست می‌تواند از نظر میزان مصرف ماده اصلاح‌کننده و هزینه‌های اجرایی گزینه مناسب‌تری باشد. در مجموع، نتایج نشان داد که کمپوست حاصل از پسماند مواد غذایی، همراه با مدیریت مناسب رطوبت و هوادهی، ظرفیت بالایی برای زیست‌پالایی خاک آلوده به نفت دارد و می‌تواند هم‌زمان به کاهش آلودگی هیدروکربنی و استفاده مجدد از پسماندهای آلی کمک کند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

Bioremediation of Petroleum-Contaminated Soil Using Compost Produced from Food Waste

نویسندگان English

Saeid Salehi 1
Alireza Asgari 2
Shahrzad Sadeghi Alvijeh 3
Zahra Alsadat Razavi Dinani 4
1 Iranian Offshore Oil Company, Bushehr, Iran.
2 Iranian Scientific Association of Waste Engineering and Management, Tehran, Iran.
3 Iranian Scientific Society of Engineering and Waste Management, Tehran, Iran
4 Isfahan Province Agricultural and Natural Resources Research and Education Center, Isfahan, Iran.
چکیده English

This study evaluated the potential of food waste-derived compost for the bioremediation of crude oil-contaminated soil from the Bahregan oil field, Bushehr Province, southern Iran. The experiment was conducted for 180 days using four treatments: a control without aeration and moisture addition, a control with aeration and moisture addition, and treatments containing 30% and 50% compost. Total petroleum hydrocarbons (TPH) were measured using gas chromatography equipped with a flame ionization detector (GC-FID), and changes in TPH concentrations were monitored throughout the experimental period. In addition, some physicochemical characteristics affecting the bioremediation process, including pH, organic carbon, total Kjeldahl nitrogen, and total phosphorus, were monitored. The results showed that after 180 days, TPH removal efficiencies in the control without aeration and moisture addition, the control with aeration and moisture addition, and the 30% and 50% compost treatments were 8.6%, 78%, 94.45%, and 94.91%, respectively. Comparison of the control treatments showed that oxygen supply and maintenance of appropriate moisture substantially increased TPH removal, indicating the important role of suitable environmental conditions in the activity of indigenous microorganisms. Compost addition under the same aeration and moisture conditions also increased the removal efficiency compared with the aerated and moistened control. The 30% and 50% compost treatments showed 16.45 and 16.91 percentage points greater TPH removal, respectively, than the aerated and moistened control. However, the difference in final removal efficiency between the two compost levels was only 0.46 percentage points. Therefore, under the conditions of this study, the use of 30% compost may be a more suitable option in terms of the amount of amendment required and operational costs. Overall, the results showed that food waste-derived compost, together with appropriate moisture and aeration management, has high potential for the bioremediation of petroleum-contaminated soil and can simultaneously contribute to reducing hydrocarbon contamination and the beneficial reuse of organic waste.

کلیدواژه‌ها English

Bahregan
Oil-contaminated soil
Bioremediation
Food-waste compost
Total petroleum hydrocarbons (TPH)

مقدمه

نفت خام یکی از مهم‌ترین منابع انرژی جهان و از ارکان اصلی اقتصاد کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت، به‌ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، به شمار می‌رود. بااین‌حال، فعالیت‌های گسترده مرتبط با اکتشاف، حفاری، استخراج، انتقال، ذخیره‌سازی و فرآورش نفت می‌تواند پیامدهای زیست‌محیطی قابل‌توجهی داشته باشد. نشت و رهاسازی نفت و فرآورده‌های نفتی، تولید پسماند و پساب آلوده و حوادث مرتبط با تأسیسات نفتی از مهم‌ترین مسیرهای ورود هیدروکربن‌ها به محیط زیست هستند و می‌توانند خاک، آب‌های سطحی و زیرزمینی و اکوسیستم‌های مجاور را تحت تأثیر قرار دهند (Mekonnen et al., 2024).

این مسئله در منطقه خلیج فارس، به دلیل تمرکز فعالیت‌های نفت و گاز و حساسیت بالای اکوسیستم‌های منطقه، اهمیت بیشتری دارد. کشورهای حاشیه خلیج فارس سهم قابل‌توجهی در تولید و صادرات جهانی نفت دارند و بخش گسترده‌ای از فعالیت‌های اکتشاف، تولید، ذخیره‌سازی و انتقال نفت در این منطقه انجام می‌شود (OPEC, 2026). برآورد شده است حدود 08/0 تا 4/0درصد نفت تولیدی وارد محیط دریایی شود (Edeghagba et al., 2021). افزون بر حوادث بزرگ نفتی، فعالیت‌های صنعتی، بندری و کشتیرانی نیز در ایجاد آلودگی مزمن هیدروکربنی در خلیج فارس نقش دارند. ازاین‌رو، مدیریت و کاهش آلودگی‌های نفتی در مناطق نفت‌خیز این منطقه، از اولویت‌های مهم زیست‌محیطی محسوب می‌شود (Uddin et al., 2021).

خاک یکی از مهم‌ترین محیط‌های دریافت‌کننده آلاینده‌های نفتی است و آلودگی آن می‌تواند در مراحل مختلف صنعت نفت، از استخراج و انتقال تا ذخیره‌سازی و فرآورش، ایجاد شود. نفت خام مخلوط پیچیده‌ای از صدها ترکیب هیدروکربنی با ویژگی‌های متفاوت است. پس از ورود نفت به خاک، ترکیبات مختلف آن تحت تأثیر فرآیندهایی مانند تبخیر، انحلال، جذب و واجذب، انتقال و تجزیه زیستی قرار می‌گیرند (Khan et al., 2018). آلودگی نفتی همچنین می‌تواند با تغییر ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک، موجب افزایش آب‌گریزی، تغییر تخلخل و نفوذپذیری، اختلال در حرکت آب و هوا و کاهش دسترسی گیاهان به آب و عناصر غذایی شود. علاوه بر این، هیدروکربن‌ها می‌توانند ساختار و فعالیت جامعه میکروبی خاک را تغییر دهند و بر فرآیندهای زیستی و چرخه عناصر غذایی اثر بگذارند. برخی ترکیبات، به‌ویژه هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای، نیز به دلیل سمیت و پایداری نسبی، از اهمیت ویژه‌ای برای سلامت انسان و محیط زیست برخوردارند (Mekonnen et al., 2024 Khan et al., 2018;). برای ارزیابی میزان آلودگی خاک‌های نفتی، کل هیدروکربن‌های نفتی[1] (TPH) به‌طور گسترده به‌عنوان یک شاخص کلی مورد استفاده قرار می‌گیرد.TPH یک ترکیب شیمیایی منفرد نیست، بلکه بیانگر مجموعه‌ای از هیدروکربن‌های موجود در نفت خام و فرآورده‌های نفتی است و به دلیل پیچیدگی ترکیب نفت، اندازه‌گیری آن در بسیاری از مطالعات عملی‌تر از تعیین تک‌تک ترکیبات است (Mekonnen et al., 2024). با این‌حال، ترکیبات موجود در TPH از نظر ساختار، زیست‌فراهمی و قابلیت تجزیه متفاوت‌اند؛ بنابراین، کاهش TPH الزاماً به معنای کاهش یکسان همه اجزای نفت نیست و نتایج باید با توجه به روش اندازه‌گیری و ماهیت آلاینده تفسیر شوند (Zhang et al., 2021).

روش‌های مختلفی برای تصفیه خاک‌های آلوده به نفت، از جمله روش‌های فیزیکی، شیمیایی و زیستی، توسعه یافته است. اگرچه روش‌های فیزیکی و شیمیایی می‌توانند در کاهش سریع‌تر آلاینده مؤثر باشند، اما در بسیاری از موارد به انرژی، تجهیزات تخصصی و هزینه‌های اجرایی قابل‌توجه نیاز دارند. در مقابل، زیست‌پالایی[2] با استفاده از توانایی میکروارگانیسم‌ها برای تبدیل و تجزیه آلاینده‌ها، می‌تواند روشی کم‌هزینه‌تر و سازگارتر با محیط زیست باشد (Elshafei & Mansour, 2024). در این فرآیند، میکروارگانیسم‌های بومی خاک نقش مهمی دارند و فعالیت آنها را می‌توان از طریق تأمین اکسیژن، رطوبت و مواد غذایی افزایش داد؛ رویکردی که به‌عنوان زیست‌تحریکی[3] شناخته می‌شود. در مقابل، افزودن میکروارگانیسم‌های منتخب برای افزایش توان تجزیه، زیست‌افزایی[4] نام دارد (Mekonnen et al., 2024).

در میان روش‌های زیست‌پالایی، کمپوست‌سازی به دلیل امکان استفاده هم‌زمان از مواد آلی و بهبود شرایط رشد میکروبی، مورد توجه قرار گرفته است. افزودن کمپوست می‌تواند با تأمین کربن آلی و برخی عناصر غذایی، بهبود ساختار و هوادهی خاک و حفظ رطوبت، شرایط مناسب‌تری برای فعالیت میکروارگانیسم‌های تجزیه‌کننده هیدروکربن فراهم کند ( Jørgensen et al., 2000; Namkoong et al., 2002; Tran et al., 2021). بنابراین، کمپوست را می‌توان علاوه بر یک ماده آلی، به‌عنوان اصلاح‌کننده خاک و عامل تحریک فعالیت میکروبی در فرآیند زیست‌پالایی در نظر گرفت.

یورگنسن و همکاران (۲۰۰۰) در زیست‌پالایی خاک آلوده به روغن روان‌کننده و دیزل، پس از پنج ماه حدود 70 درصد کاهش روغن معدنی را گزارش کردند. نام‌کونگ و همکاران (۲۰۰۲)  نیز نشان دادند که افزودن کمپوست و لجن فاضلاب موجب افزایش تجزیه دیزل در خاک و بهبود شاخص‌های فعالیت میکروبی شد. در ایران، عسگری و همکاران (2017) با استفاده از کمپوست شهری در زیست‌پالایی لجن اسیدی حاصل از صنایع بازپالایش روغن‌های مصرف‌شده، حداکثر کاهش 56/71 درصدی TPH را گزارش کردند. همچنین، مرور مطالعات انجام‌شده توسط تران و همکاران (۲۰۲۱) نشان داد که کمپوست‌سازی هوازی در بسیاری از خاک‌های آلوده به هیدروکربن‌های نفتی می‌تواند موجب کاهش قابل‌توجه TPH شود؛ هرچند عواملی مانند نوع و مقدار کمپوست، رطوبت، هوادهی، دما، pH، مواد غذایی و ویژگی آلاینده بر عملکرد آن اثرگذارند.

یکی از مزایای مهم استفاده از کمپوست، امکان بهره‌گیری از پسماندهای آلی به‌عنوان ماده اصلاح‌کننده است. تبدیل پسماندهای غذایی به کمپوست می‌تواند ضمن کاهش مشکلات ناشی از دفع نامناسب پسماندهای آلی، ماده‌ای قابل استفاده برای بهبود شرایط خاک و تحریک فعالیت میکروبی فراهم کند. از این منظر، استفاده از کمپوست پسماند غذایی می‌تواند به‌طور هم‌زمان به مدیریت پسماندهای آلی و کاهش آلودگی خاک‌های نفتی کمک کند و رویکردی در راستای استفاده مجدد از منابع و کاهش هزینه‌های تصفیه باشد (Palansooriya et al., 2023).

با وجود نتایج امیدوارکننده مطالعات پیشین، بخش قابل‌توجهی از پژوهش‌ها در شرایط آزمایشگاهی یا با استفاده از خاک‌های مصنوعی آلوده، دیزل، روغن روان‌کننده و سایر پسماندهای نفتی انجام شده‌اند. در مقابل، مطالعات مربوط به کاربرد کمپوست در خاک واقعی آلوده به نفت خام در مناطق نفت‌خیز جنوب ایران محدود است. از آنجا که ویژگی خاک، ترکیب نفت خام، شرایط اقلیمی و جامعه میکروبی بومی می‌تواند بر عملکرد زیست‌پالایی اثر بگذارد، بررسی این روش در شرایط واقعی هر منطقه اهمیت دارد (Mekonnen et al., 2024 Tran et al., 2021; ).

منطقه نفتی بهرگان در استان بوشهر، به دلیل فعالیت‌های گسترده نفتی و موقعیت آن در مجاورت خلیج فارس، یکی از مناطق مناسب برای بررسی روش‌های زیست‌پالایی خاک‌های آلوده به نفت محسوب می‌شود. ازاین‌رو، در پژوهش حاضر کارایی کمپوست حاصل از پسماند مواد غذایی در زیست‌پالایی خاک واقعی آلوده به نفت خام منطقه بهرگان بررسی شد. در این مطالعه، اثر سطوح مختلف کمپوست در شرایط کنترل‌شده هوادهی و رطوبت‌دهی بر کاهش TPH ارزیابی گردید و نقش شرایط محیطی در بهبود فرآیند زیست‌پالایی مورد توجه قرار گرفت. هدف نهایی، تعیین میزان مناسب کمپوست و ارزیابی ظرفیت این روش به‌عنوان رویکردی ساده، کم‌هزینه و قابل کاربرد در مدیریت خاک‌های آلوده به نفت بود.

روش‎شناسی پژوهش

محدوده مورد مطالعه

منطقه مورد مطالعه در جنوب ایران، در استان بوشهر و در محدوده منطقه نفتی بهرگان واقع شده است. منطقه بهرگان در بخش شمالی خلیج فارس و در نزدیکی بندر امام حسن قرار دارد. بر اساس اطلاعات شرکت ملی نفت ایران، بندر امام حسن (بهرگان) در فاصله حدود 40 کیلومتری شمال‌غربی بندر گناوه و 28 کیلومتری بندر دیلم واقع شده و فعالیت‌های اکتشاف و تولید نفت در این منطقه از دهه 1950 میلادی آغاز شده است (NIOC, 2014). در مطالعه حاضر، محدوده نمونه‌برداری در مختصات جغرافیایی 50°15′55″ طول شرقی و 29°49′48.6″ عرض شمالی قرار داشت (Hatami et al., 2009).

مواد مورد استفاده  و نحوه آماده سازی آن

کمپوست مورد استفاده در این مطالعه از پسماند مواد غذایی تولیدشده در کمپ مسکونی شرکت نفت تهیه شد. کمپوست تولیدشده شامل پسماند مواد غذایی به همراه 20 درصد کود حیوانی گوسفندی بود. به‌منظور تولید کمپوست، از باکس‌های چوبی با ابعاد 1×1 متر استفاده شد. با توجه به شرایط آب‌وهوایی منطقه مورد مطالعه، فرآیند تولید کمپوست طی 5 هفته تکمیل شد. به‌منظور تأمین هوادهی و یکنواخت شدن توده کمپوست، اختلاط توده دو بار در هفته انجام گرفت. خاک مورد استفاده در این مطالعه از خاک آلوده‌شده با نفت خام تهیه شد. به‌منظور بررسی عملکرد فرآیند تصفیه زیستی، دو نمونه شاهد نیز در نظر گرفته شد. در نمونه شاهد اول، هیچ‌گونه کمپوست، رطوبت‌دهی و هوادهی اعمال نشد. در نمونه شاهد دوم، بدون افزودن کمپوست، عملیات رطوبت‌دهی و هوادهی مشابه نمونه‌های آزمایشی انجام گرفت تا تأثیر رطوبت‌دهی و هوادهی بر کاهش آلودگی نفتی مورد بررسی قرار گیرد.به‌منظور بررسی تأثیر کمپوست بر فرآیند تصفیه زیستی خاک آلوده به نفت، دو سطح اختلاط کمپوست با خاک در نظر گرفته شد. در یکی از نمونه‌ها، 30 درصد کمپوست و در نمونه دیگر 50 درصد کمپوست به خاک آلوده به نفت اضافه شد. نمونه خاک آلوده به نفت پس از سرند شدن و یکنواخت‌سازی، در ظروف فلزی با ابعاد 50×50 سانتی‌متر و ارتفاع 35 سانتی‌متر قرار گرفت. نمونه حاوی 30 درصد کمپوست شامل 5/8 کیلوگرم کمپوست و 20 کیلوگرم خاک آلوده به نفت بود. نمونه حاوی 50 درصد کمپوست نیز از 13 کیلوگرم کمپوست و 13 کیلوگرم خاک آلوده به نفت تشکیل شد.در طول دوره آزمایش، به‌منظور ایجاد شرایط مناسب برای فعالیت میکروارگانیسم‌ها و یکنواخت شدن توده، مخلوط خاک و کمپوست با استفاده از بیلچه هر 4 روز یک‌بار زیرورو و مخلوط شد. مدت زمان اجرای آزمایش 180 روز در نظر گرفته شد.

 روش آنالیز

تنظیم نسبت عناصر غذایی و رطوبت اولیه

نسبت عنصری کربن  (C)، نیتروژن (N) و فسفر (P) در مخلوط نهایی به ترتیب 100، 5 و 1 درنظرگرفته شد. این نسبت بر اساس کربن آلی موجود در مواد اولیه و با افزودنNH₄Cl  (خلوص ۹۹/۹۹٪، Sigma-Aldrich,St.Louis, MO) به‌عنوان منبع نیتروژن و KH₂PO₄  (خلوص 55/99٪، (Sigma-Aldrich به‌عنوان منبع فسفر تعیین شد. بر این اساس، نسبت C/N  هدف برابر با 20 بود. میزان رطوبت مخلوط با افزودن آب در محدوده 40 تا50 درصد حفظ شد.

اندازه‌گیری TPH

به‌منظور ارزیابی روند کاهش آلودگی نفتی در طی فرایند تصفیه زیستی،TPH در نمونه‌های خاک در فواصل زمانی تعیین‌شده اندازه‌گیری شد. پیش از نمونه‌برداری، محتویات توده خاک و کمپوست به‌طور کامل مخلوط شد تا نمونه کاملا یکنواخت شود؛ سپس نمونه‌ها از اعماق مختلف توده برداشت شدند.

برای استخراج هیدروکربن‌های نفتی، ۱ گرم از نمونه خشک‌شده با ۴ میلی‌لیتر نرمال هگزان با خلوص95/99 درصد (Merck,  Darmstadt, Germany) مخلوط شد. مخلوط به مدت ۱ دقیقه با سرعت 300 دور در دقیقه هم زده شد. پس از ته‌نشینی ذرات، عصاره استخراج‌شده در دمای 4 درجه سانتی‌گراد تا زمان انجام آنالیز نگهداری شد. میزان TPH  با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی مجهز به آشکارساز یونش شعله‌ای (GC-FID)[5] (Model CP-3800, Varian, Belrose, Australia) بر اساس اصول روش TNRCC Method 1005 تعیین شد؛ روشی که برای تعیین هیدروکربن‌های نفتی در نمونه‌های خاک، آب و پسماند طراحی شده است. در این روش، هیدروکربن‌های موجود در محدوده کربنی nC6  تا nC35 اندازه‌گیری می‌شوند. مجموع غلظت هیدروکربن‌های اندازه‌گیری‌شده در این محدوده‌ها به‌عنوان غلظت TPH گزارش می‌شود (TNRCC, 2001). این رویکرد در مطالعات تعیین هیدروکربن‌های نفتی در خاک نیز به کار گرفته شده است ( Silva et al., 2005; Asgari et al., 2017).

برای انجام آنالیز، 6/0میلی‌لیتر از عصاره استخراج‌شده به دستگاه GC-FID تزریق شد. جداسازی ترکیبات هیدروکربنی با استفاده از ستون مویینه CP-Sil8CB  با طول 30 متر، قطر داخلی 32/0میلی‌متر و ضخامت فیلم 25/0میکرومتر انجام گرفت. هلیوم به‌عنوان گاز حامل با فشار ورودی 11 psi، نسبت اسپلیت 25 درصد و دبی عبوری از ستون 9/2 میلی‌لیتر در دقیقه استفاده شد. برنامه دمایی آون شامل دمای اولیه 35 درجه سانتی‌گراد به مدت 3 دقیقه بود. سپس دما با نرخ 15 درجه سانتی‌گراد در دقیقه تا 300 درجه سانتی‌گراد افزایش یافت و به مدت 5 دقیقه در این دما ثابت نگه داشته شد. در ادامه، دما با نرخ 200 درجه سانتی‌گراد در دقیقه به 310 درجه سانتی‌گراد افزایش یافت و به مدت 3 دقیقه در این دما ثابت ماند. دمای محل تزریق و آشکارساز به‌ترتیب 280 و 325 درجه سانتی‌گراد تنظیم شد. دبی گازهای هیدروژن، هوا و گاز کمکی نیتروژن برای آشکارساز FID نیز به‌ترتیب 40، 450 و 30 میلی‌لیتر در دقیقه تنظیم شد. زمان کل آنالیز برای هر نمونه 29 دقیقه در نظر گرفته شد (Asgari et al., 2017).

کالیبراسیون دستگاه با استفاده از روش استاندارد خارجی انجام گرفت و منحنی کالیبراسیون در هر روز کاری بررسی و تأیید شد. در این روش، از استانداردهای آلکان‌های نرمال برای تعیین محدوده‌های کربنی و کنترل توزیع هیدروکربن‌ها در کروماتوگرام استفاده شد (TNRCC, 2001).

در مطالعه حاضر، غلظت TPH بر اساس وزن خشک نمونه محاسبه و به‌صورت میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن خشک خاک (mg/kg dry weight) گزارش شد. نتایج اندازه‌گیری TPH در تیمارهای حاوی 30 و 50 درصد کمپوست با تیمار شاهد مقایسه شد تا اثر افزودن کمپوست تولیدشده از پسماند مواد غذایی بر کاهش هیدروکربن‌های نفتی خاک ارزیابی شود.کلیه تیمارهای آزمایشی در سه تکرار انجام شدند.

اندازه‌گیری پارامترهای مؤثر بر فرایند تصفیه زیستی

به‌منظور بررسی شرایط محیطی حاکم بر فرایند تصفیه زیستی و ارزیابی تغییرات پارامترهای مؤثر بر فعالیت میکروارگانیسم‌ها، دما، رطوبت، pH، کربن آلی، نیتروژن کل کجلدال[6](TKN) و فسفر کل نمونه‌ها اندازه‌گیری شد. دمای محیط و دمای توده خاک و کمپوست به‌صورت روزانه با استفاده از دماسنج جیوه‌ای اندازه‌گیری و ثبت شد. میزان رطوبت نمونه‌ها با استفاده از رطوبت‌سنج دیجیتال (Moisture Meter, China pH Model) و همچنین با روش خشک‌کردن در آون (Model tactical 308, Gallenkamp, Loughborough, UK) در دمای ۱۰۵ درجه سانتی‌گراد به مدت ۲۴ ساعت تعیین شد.  برای تعیین pH در آزمایشگاه، ۱ گرم از نمونه خشک با ۵ میلی‌لیتر آب مقطر مخلوط و به مدت ۱ دقیقه با سرعت 200 دور در دقیقه هم زده شد. پس از ته‌نشینی ذرات، pH محلول رویی اندازه‌گیری شد. استفاده از نسبت مشخص نمونه به آب برای اندازه‌گیری pH از روش‌های متداول ارزیابی ویژگی‌های کمپوست و مواد آلی است (USCC, 2002). ماده آلی[7](OM) خاک با استفاده از روش افت وزنی در اثر احتراق[8] (LOI) تعیین شد. بدین منظور، 1 گرم از نمونه خشک در کوره در دمای 400 درجه سانتی‌گراد به مدت 2 ساعت حرارت داده شد. انتخاب دمای 400 درجه سانتی‌گراد بر اساس روش فیت‌فول (2002) انجام شد؛ زیرا در دماهای بالاتر، به‌ویژه در حدود 550 درجه سانتی‌گراد، تجزیه کربنات کلسیم و آزاد شدن CO₂ می‌تواند موجب افزایش افت وزن و در نتیجه بیش‌برآورد مقدار ماده آلی شود. پس از اتمام حرارت‌دهی، نمونه‌ها در دسیکاتور سرد شده و مجدداً توزین شدند. کاهش وزن نمونه پس از احتراق به‌عنوان LOI محاسبه و مقدار حاصل به‌عنوان برآوردی از ماده آلی نمونه گزارش شد (Faithfull, 2002). برای براورد کربن آلی[9] (OC) از ضریب تبدیل کلاسیک 724/1، که بر فرض وجود 58 درصد کربن در ماده آلی استوار است، استفاده شد:

 

1)

=OC(mg/kg)

 

نیتروژن کل کجلدال (TKN) با استفاده از روش استاندارد 4500-Norg اندازه‌گیری شد. برای انجام آزمایش، مقدار 1 گرم از نمونه خشک به همراه 3 میلی‌لیتر اسید سولفوریک 1/0 مولار و 250 تا 300 میلی‌لیتر آب مقطر مخلوط شد. استفاده از اسید سولفوریک با هدف جلوگیری از خروج آمونیاک در طی فرآیند آماده‌سازی نمونه انجام گرفت و مقدار نیتروژن کل کجلدال مطابق روش استاندارد اندازه‌گیری شد. فسفر کل نیز با استفاده از روش استاندارد مربوط به تعیین فسفر اندازه‌گیری شد. نتایج اندازه‌گیری پارامترهایTPH، نیتروژن کل، فسفر کل و کربن آلی به‌صورت هفتگی ثبت شد؛ در مقابل، دمای محیط و توده خاک–کمپوست به‌صورت روزانه پایش و pH نیز در طول دوره آزمایش به‌صورت روزانه اندازه‌گیری شد (Clesceri et al., 2010).

 

یافته­ها و بحث

 ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی کمپوست و خاک

ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی اولیه خاک آلوده به نفت و کمپوست مورد استفاده در فرآیند تصفیه زیستی در جدول 1 ارائه شده است. بر اساس نتایج اولیه، کمپوست دارای مقدار قابل‌توجهی کربن آلی و عناصر غذایی شامل نیتروژن و فسفر است. مقدار pH کمپوست در محدوده نزدیک به خنثی قرار دارد که می‌تواند شرایط مناسبی را برای فعالیت میکروارگانیسم‌های دخیل در فرآیند زیست‌پالایی فراهم کند.

 

جدول1. ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی خاک آلوده به نفت و کمپوست مورد استفاده

Table 1. Physicochemical properties of the oil-contaminated soil and the compost used.

پارامتر

واحد

خاک آلوده به نفت

کمپوست

مواد آلی (OM)

mg/kg

18500

285600

نیتروژن کل کجلدال (TKN)

mg/kg

1120

12850

فسفر کل (TP)

mg/kg

380

4260

pH

-

82/6

45/7

رطوبت

%

60/11

20/48

هیدروکربن‌های نفتی کل (TPH)

mg/kg

535000

N.D.

N.D.  در محدوده تشخیص روش اندازه‌گیری مشاهده نشد.

 

مقدار رطوبت بیشتر کمپوست و وجود مواد آلی و عناصر غذایی در آن می‌تواند شرایط مناسب‌تری برای فعالیت میکروبی و تجزیه زیستی هیدروکربن‌های نفتی فراهم کند. با توجه به TPH قابل‌توجه در خاک آلوده و عدم تشخیص آن در کمپوست، انتظار می‌رود افزودن کمپوست با بهبود شرایط فیزیکوشیمیایی و تأمین مواد مغذی، موجب افزایش فعالیت میکروبی و کاهش TPH خاک شود ( Namkoong et al., 2002; Tran et al., 2021).

روند کلی  تغییرات TPH در تیمارهای مختلف

نتایج بررسی تغییرات  TPH نشان داد که نوع تیمار و مدت فرایند هر دو بر میزان کاهش TPH در خاک آلوده به نفت اثرگذار بودند (جدول 2). کمترین کاهش TPH در نمونه شاهد (فاقد کمپوست، بدون هوادهی و رطوبت‌دهی) مشاهده شد، درحالی‌که تأمین اکسیژن و حفظ رطوبت مناسب، کاهش TPH را به‌طور چشمگیری افزایش داد. افزودن کمپوست نیز در شرایط یکسان هوادهی و رطوبت‌دهی، راندمان حذف را بیشتر کرد. پس از 180 روز، میزان کاهش TPH در شاهد بدون هوادهی و رطوبت‌دهی، شاهد دارای هوادهی و رطوبت‌دهی، تیمار 30 درصد کمپوست و تیمار 50 درصد کمپوست به‌ترتیب 6/8، 78، 45/94 و 91/94 درصد بود. این نتایج نشان می‌دهد که ابتدا تأمین اکسیژن و رطوبت مناسب و سپس افزودن کمپوست، مهم‌ترین عوامل افزایش حذف TPH در شرایط این پژوهش بودند.

مکونن و همکاران (۲۰۲۴) تأکید کردند که موفقیت زیست‌پالایی به عواملی مانند فعالیت میکروبی، اکسیژن، رطوبت، pH، دما، غلظت اولیه آلاینده و زیست‌فراهمی هیدروکربن‌ها وابسته است. بررسی روند زمانی نیز نشان داد که کاهش TPH در تیمارهای فعال با افزایش مدت فرایند ادامه یافت، هرچند سرعت کاهش در طول زمان ثابت نبود. در شاهد دارای هوادهی و رطوبت‌دهی، میزان کاهش TPH از 03/72 درصد در روز 80 به 78 درصد در روز 180 رسید؛ بنابراین، بخش عمده کاهش در 80 روز نخست رخ داد و پس از آن افزایش محدودی مشاهده شد (شکل1).

 

الف) نمونه شاهد بدون رطوبت و هوادهی

ب)نمونه شاهد تحت هوادهی و رطوبت‌دهی

شکل1. روندتغییرات  TPHدر نمونه شاهد

Figure 1. Trend of pH changes in the control sample

 

روند تغییرات TPH در طول دوره آزمایش نیز نشان داد که پاسخ تیمارهای کمپوستی به زمان وابسته بوده است. در هر دو تیمار، کاهش TPH پس از روز 80 نیز ادامه یافت، اگرچه شدت کاهش در مراحل پایانی کمتر از مراحل ابتدایی بود (شکل2). در تیمار 30 درصد کمپوست، کاهش TPH از 46/55 درصد در روز 80 به 45/94 درصد در روز 180 و در تیمار 50 درصد کمپوست از 87/77 درصد به 91/94 درصد افزایش یافت. در مجموع، بیشترین میزان کاهش TPH در تیمارهای کمپوستی و به‌ویژه در مراحل ابتدایی فرایند مشاهده شد.

 

الف) نمونه حاوی 30 درصد کمپوست

ب) نمونه حاوی 50 درصد کمپوست

شکل2. روند تغییرات  TPHدر خاک در اثر افزودن کمپوست

Figure 2. Trends in soil TPH levels resulting from compost addition

 

یورگنسن و همکاران (۲۰۰۰) در یک مطالعه میدانی نشان دادند که سرعت تخریب روغن معدنی در ماه‌های نخست بیشتر بوده و سپس کاهش آلاینده با روند کندتری ادامه یافته است؛ در این مطالعه، پس از پنج ماه حدود 70 درصد روغن معدنی حذف شد. کاهش سرعت حذف در مراحل پایانی می‌تواند با کاهش بخش‌های زیست‌فراهم هیدروکربن، باقی‌ماندن ترکیبات مقاوم‌تر و محدودشدن دسترسی میکروارگانیسم‌ها به آلاینده مرتبط باشد. نام‌کونگ و همکاران (۲۰۰۲) نیز نشان دادند که کاهش TPH با گذشت زمان ادامه می‌یابد، اما ترکیب هیدروکربن‌های باقی‌مانده تغییر می‌کند و ترکیبات ساده‌تر سریع‌تر تجزیه می‌شوند. هارا و همکاران (۲۰۱۳) نیز کاهش قابل‌توجه TPH در طی 74 روز در تیمار کمپوست را گزارش کردند. بنابراین، نتایج این پژوهش ضمن تأیید نقش هوادهی، رطوبت و کمپوست در افزایش حذفTPH، نشان می‌دهد که بخش عمده فرآیند زیست‌پالایی در مراحل ابتدایی رخ داده و ادامه فرایند در دوره‌های طولانی‌تر، افزایش محدودتری در حذف آلاینده ایجاد می‌کند.

 

 

 

جدول2. میزان کاهش TPH در نمونه­های مختلف

Table 2. TPH reduction rates in various sample

نمونه برداری چند روز بعد از عملیات

شماره

 نمونه شاهد بدون هوادهی/ رطوبت‌دهی: (mg/kg)TPH

کاهش TPH (%)

نمونه شاهد هوادهی و رطوبت‌دهی‌شده: (mg/kg)TPH

کاهش

TPH (%)

غلظت TPH نمونه با نسبت70/30 (mg/kg)

کاهش

TPH (%)

غلظت TPH نمونه با نسبت50/ 50 (mg/kg)

کاهش

TPH (%)

شروع

1

4200 535000

-

535000 3900

-

326000 3100

-

499000 4100

-

روز 20

2

528740 3900

35/0 17 /1

468650 2200

8/0 4 /12

301155 2600

9/0 62 /7

414765 3500

75/0 88 /16

روز 40

3

524835 3600

30/0 90 /1

355400 3100

05/1 57 /33

255940 2800

85/0 48 /21

301153 2900

95/0 64 /39

روز 60

4

522320 3500

11/0 37 /2

227170 2900

9/0 53 /57

201635 2400

75/0 15 /38

221503 2600

9/0 61 /55

روز80

5

509855 3300

55/0 7 /4

149600 2200

85/0 03 /72

145200 2100

80/0 46 /55

110400 1800

66/0 87 /77

روز 100

6

508303 3200

5/0 99 /4

131570 1900

75/0 40 /75

126585 1800

70/0 17 /61

50141 1100

55/0 95 /89

روز 120

7

503756 3000

40/0 84 /5

127420 1800

70/0 18 /76

102155 1600

75/0 66 /68

43722 950

75/0 23 /91

روز 140

8

502418 2800

5/0 09 /6

120981 1600

65/0 38 /77

72834 1300

70/0 65 /77

29316 750

65/0 12 /94

روز 160

9

497550 2900

55/0 00 /7

118645 2500

40/0 82 /77

40994 900

65/0 42 /87

26945 700

7/0 60 /94

روز 180

10

488990 2700

35/0 60 /8

117693 1500

55/0 00 /78

18067 500

80/0 45 /94

26361 650

45/0 91 /94

 

اثر رطوبت‌دهی و هوادهی بر کاهش TPH در نمونه شاهد

در نمونه شاهد بدون هوادهی و رطوبت‌دهی، غلظت اولیه TPH برابر باmg/kg 535000  بود و پس از 180 روز بهmg/kg  488990 کاهش یافت که معادل 6/8 درصد کاهش است (جدول 2). در مقابل، در نمونه شاهد تحت هوادهی و رطوبت‌دهی، غلظت TPH از mg/kg 535000 در ابتدای آزمایش به  mg/kg117693 در روز 180 رسید که معادل 78 درصد کاهش بود. بنابراین، در شرایط آزمایش حاضر، مدیریت هوادهی و رطوبت بستر نقش مهمی در افزایش کاهش TPH داشته است. کاهش محدود TPH در نمونه فاقد هوادهی و رطوبت‌دهی نشان می‌دهد که در نبود مداخله عملیاتی، کاهش آلاینده در طول دوره آزمایش محدود بوده است. با این‌حال، این کاهش را نمی‌توان به‌طور قطعی معادل زیست‌تخریب دانست، زیرا کاهش غلظت TPH می‌تواند علاوه بر فرایندهای زیستی، تحت تأثیر فرایندهای غیرزیستی نیز قرار گیرد (Khan et al., 2018).

تران و همکاران(2018) در بررسی زیست‌پالایی هوازی خاک‌های آلوده به هیدروکربن‌های نفتی، رطوبت و نرخ هوادهی را از جمله پارامترهای مهم عملیاتی مؤثر بر عملکرد فرایند معرفی کردند. همچنین، مطالعه آنها نشان داد که کارایی فرایند کمپوست‌سازی به شرایط عملیاتی و ویژگی‌های فیزیکی خاک وابسته است؛ در مطالعه آنان، پس از 45 روز، میزان حذف TPH در دو کسر دانه‌بندی خاک ریز‌دانه (کوچک‌تر از 3/0 سانتی‌متر) و درشت­دانه (بزرگ‌تر3/1سانتی‌متر) به‌ترتیب 82 و 93 درصد گزارش شد.

در مجموع، اختلاف قابل‌توجه میان تیمار فاقد هوادهی و رطوبت‌دهی (6/8 درصد کاهش) و تیمار دارای هوادهی و رطوبت‌دهی (78 درصد کاهش) نشان می‌دهد که کنترل شرایط فیزیکی بستر، به‌ویژه تأمین اکسیژن و حفظ رطوبت مناسب، در شرایط این آزمایش با افزایش میزان کاهش TPH همراه بوده است. ازاین‌رو، تیمار شاهد بدون هوادهی و رطوبت‌دهی می‌تواند به‌عنوان خط پایه مناسبی برای ارزیابی اثر مداخلات عملیاتی در تیمارهای بعدی در نظر گرفته شود. بنابراین، نبود هوادهی و رطوبت‌دهی کافی می‌تواند با محدودکردن فعالیت میکروارگانیسم‌های بومی، فرایند زیست‌تخریب هیدروکربن‌های نفتی را کاهش داده و به تداوم آلودگی در خاک منجر شود (Tran et al., 2021).

اثر افزودن کمپوست بر کاهش  TPH

افزودن کمپوست در شرایط آزمایش حاضر موجب افزایش میزان کاهش TPH شد. میزان کاهش نهایی TPH در تیمارهای حاوی 30 و 50 درصد کمپوست به‌ترتیب45/94  و 91/94 درصد بود، درحالی‌که این مقدار در تیمار شاهد دارای هوادهی و رطوبت‌دهی، بدون افزودن کمپوست، 78 درصد به‌دست آمد (جدول2).  به هرحال، افزودن کمپوست در شرایط یکسان رطوبت و هوادهی، کاهش TPH را به میزان قابل‌توجهی افزایش داد. این اثر را می‌توان به تأمین مواد آلی و عناصر غذایی، بهبود نگهداشت رطوبت و ویژگی‌های فیزیکی بستر و در نتیجه فراهم‌شدن شرایط مناسب‌تر برای فعالیت میکروارگانیسم‌های تجزیه‌کننده هیدروکربن نسبت داد. مطالعه مکونن و همکاران (۲۰۲۴) نیز نشان می‌دهد که اکسیژن، رطوبت، مواد مغذی، ویژگی‌های خاک و فعالیت جامعه میکروبی از عوامل اصلی کنترل‌کننده زیست‌پالایی هیدروکربن‌های نفتی هستند. هارا و همکاران (2013) در یک مطالعه میدانی، کاربرد کمپوست حاصل از پسماند غذایی را برای خاک آلوده به نفت بررسی کردند و کاهش TPH از 8300  بهppm 2300 طی 74 روز را گزارش کردند. همچنین، در تیمار کمپوست افزایش برخی باکتری‌های مرتبط با تجزیه هیدروکربن مشاهده شد. در مطالعه نام‌کونگ و همکاران (۲۰۰۲)  نیز افزودن کمپوست یا لجن فاضلاب به خاک آلوده به دیزل، تجزیه TPH را نسبت به خاک بدون اصلاح‌کننده افزایش داد و بیشترین نرخ تجزیه در نسبت خاک به اصلاح‌کننده 5/0: 1 مشاهده شد. این مطالعه همچنین نشان داد که افزایش مقدار اصلاح‌کننده الزاماً موجب افزایش متناظر حذف TPH نمی‌شود. این یافته با نتایج پژوهش حاضر مطابقت دارد؛ به‌طوری‌که اختلاف میانگین راندمان نهایی بین تیمارهای 30 و 50 درصد کمپوست تنها 46/0 واحد درصد بود. بنابراین، افزایش مقدار کمپوست از 30 به 50 درصد در شرایط این آزمایش، مزیت قابل‌توجهی از نظر حذف نهایی TPH ایجاد نکرد و می‌تواند نشان‌دهنده وجود یک مقدار بهینه از اصلاح‌کننده باشد. هلمی و کاردنا (۲۰۲۴) در یک مطالعه میدانی، استفاده از بیوکمپوست به‌عنوان ماده حجیم‌کننده را در زیست‌پالایی خاک آلوده به نفت در میدان نفتی میناس اندونزی بررسی کردند. پس از 150 روز، میانگین غلظت TPH ازmg/kg 9373±64799 بهmg/kg 74± 163 کاهش یافت (کاهش حدود 75/99 درصدیTPH).

برای ارزیابی عملکرد تیمارهای مورد بررسی، نتایج پژوهش حاضر با مطالعات پیشین در زمینه زیست‌پالایی هوازی و استفاده از اصلاح‌کننده‌های آلی در خاک‌های آلوده به هیدروکربن‌های نفتی مقایسه شد (جدول3). نتایج نشان داد که میزان حذف TPH در تیمارهای 30 و 50 درصد کمپوست پسماند غذایی، در بخش بالایی دامنه مقادیر گزارش‌شده در مطالعات پیشین قرار دارد. از این نظر، هر دو تیمار در مقایسه با مطالعات پیشین عملکرد مشابه و بالایی داشته‌اند و اختلاف میان دو سطح کمپوست در پژوهش حاضر نسبتاً محدود بوده است.

 

جدول 3. مقایسه راندمان حذف TPH در زیست‌پالایی خاک‌های آلوده به هیدروکربن‌های نفتی با استفاده از اصلاح‌کننده‌های آلی

Table 3. Comparison of TPH removal efficiency in the bioremediation of soils contaminated with petroleum hydrocarbons using organic amendments

نمونه و ماده اصلاح‌کننده

مقیاس و مدت

نتیجه

مطالعه

خاک آلوده به هیدروکربن‌های نفتی؛ تراشه پوست درخت، مواد مغذی و هوادهی :(به ازای هر ۱ واحد خاک، ۳ واحد چیپس پوست درخت)

میدانی، 5 ماه

حدود 70% کاهش نفت معدنی؛ بیشترین کاهش در ماه‌های نخست

Jørgensen et al. (2000)

خاک آلوده به دیزل؛ کمپوست و لجن فاضلاب:
(به ازای هر ۱ واحد خاک، 5/0 واحد اصلاح‌کننده)

آزمایش کمپوست‌سازی

حذف6/99%  TPH

Namkoong et al. (2002)

خاک آلوده به نفت؛ کمپوست پسماند غذایی:
(به ازای هر 3/26 کیلوگرم خاک، ۱ کیلوگرم کمپوست)

میدانی، 74 روز

حذف 72% TPH

Hara et al. (2013)

خاک‌های آلوده به هیدروکربن‌های نفتی؛ کمپوست‌سازی هوازی: (کمترین نسبت خاک به کمپوست: ۱ به 5/12؛
بیشترین نسبت خاک به کمپوست: ۳ به ۱)

مرور مطالعات

حذف  70% تا 99%TPH

Tran et al. (2021)

خاک آلوده به نفت؛ بیوکمپوست به‌عنوان ماده حجیم‌کننده:
(به ازای هر ۴۰ واحد خاک، ۱ واحد ماده حجیم‌کننده)

میدانی، 150 روز

حذف75/99% TPH

Helmy & Kardena (2024)

خاک آلوده به نفت؛ ورمی‌کمپوست:
(به ازای هر ۱۰۰ واحد خاک آلوده، ۲ واحد ورمی‌کمپوست )

پایلوت، 90 روز

حذف 3/90%TPH

Curiel-Alegre et al. (2025)

70% خاک آلوده به نفت؛ 30% کمپوست پسماند غذایی

180 روز

حذف 45/94 %TPH

پژوهش حاضر

50% خاک آلوده به نفت؛50% کمپوست پسماند غذایی

حذف 91/94 %TPH

 

اهمیت کاربردی نتایج در مناطق نفت‌خیز جنوب کشور

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که کمپوست پسماند غذایی، به‌ویژه در تیمارهای حاوی 30 و 50 درصد کمپوست با حذف بیش از 90 درصد TPH، می‌تواند گزینه‌ای امیدوارکننده برای زیست‌پالایی خاک‌های آلوده به نفت در مناطق نفت‌خیز جنوب کشور باشد. اهمیت این موضوع با توجه به گزارش آلودگی‌های هیدروکربنی در خلیج فارس و محدوده بهرگان و سواحل استان بوشهر، که با فعالیت‌های نفتی مرتبط دانسته شده‌اند، بیشتر می‌شود (Hatami et ;al., 2009 Mohebbi-Nozar et al., 2015; Dashtbozorg et al., 2019; Uddin et al., 2021). کاربرد کمپوست علاوه بر بهبود شرایط فیزیکوشیمیایی و افزایش فعالیت میکروبی خاک، امکان بازیافت پسماند آلی و کاهش وابستگی به روش‌های شیمیایی و فیزیکی پرهزینه را فراهم می‌کند ( Namkoong et al., 2002;Tran et al., 2021). با این حال، نتایج حاضر در شرایط آزمایشگاهی به‌دست آمده و برای استفاده در مناطق نفتی نیازمند مطالعات پایلوت و میدانی است. همچنین، ارزیابی موفقیت فرایند نباید تنها بر کاهش TPH متکی باشد و بررسی ترکیبات هیدروکربنی، سمیت و انتشار ترکیبات فرار مانند بنزن، تولوئن، اتیل‌بنزن و زایلن‌ها[10](BTEX) نیز ضروری است (Tran et al., 2018).

 

نتیجه‎گیری

در این پژوهش، تصفیه زیستی خاک آلوده به نفت با استفاده از کمپوست تولیدشده از پسماند مواد غذایی و با تکیه بر ظرفیت میکروارگانیسم‌های بومی خاک بررسی شد. نتایج نشان داد که فراهم‌کردن شرایط مناسب برای فعالیت میکروارگانیسم‌ها، به‌ویژه از طریق تأمین رطوبت و هوادهی، نقش مهمی در کاهش هیدروکربن‌های نفتی دارد؛ به‌طوری‌که پس از 180 روز، کاهش TPH در تیمار شاهد بدون هوادهی و رطوبت‌دهی تنها 6/8درصد بود، درحالی‌که در شاهد تحت هوادهی و رطوبت‌دهی به 78 درصد رسید. این یافته نشان می‌دهد که میکروارگانیسم‌های بومی موجود در خاک منطقه، در صورت فراهم‌بودن شرایط محیطی مناسب، ظرفیت قابل‌توجهی برای تجزیه زیستی هیدروکربن‌های نفتی دارند. افزودن کمپوست موجب افزایش بیشتر راندمان حذف TPH شد و میزان کاهش TPH در تیمارهای حاوی 30 و 50 درصد کمپوست پس از 180 روز به‌ترتیب 45/94 و 91/94 درصد رسید. بااین‌حال، اختلاف راندمان دو تیمار تنها 46/0 واحد درصد بود؛ بنابراین، در شرایط این مطالعه، افزایش مقدار کمپوست از 30 به 50 درصد مزیت قابل‌توجهی از نظر حذف نهایی TPH ایجاد نکرد. از این رو، تیمار 30 درصد کمپوست می‌تواند گزینه مناسب‌تری برای بررسی‌های پایلوت و میدانی باشد، زیرا امکان دستیابی به راندمان بالا با مصرف کمتر کمپوست و احتمالاً هزینه عملیاتی پایین‌تر را فراهم می‌کند.

استفاده از کمپوست پسماند غذایی، هم‌زمان مدیریت پسماندهای آلی و زیست‌پالایی خاک‌های نفتی را ممکن می‌سازد و با کاهش شیرابه و انتشار گازهای گلخانه‌ای، پسماند را به یک اصلاح‌کننده مفید خاک تبدیل می‌کند. با این حال، تأیید قابلیت کاربرد این روش در مقیاس میدانی مستلزم انجام مطالعات پایلوت و ارزیابی هم‌زمان کارایی حذف آلاینده، پایداری فرایند و پیامدهای محیطزیستی آن است. همچنین در مطالعات آینده می‌توان شناسایی و تعیین میکروارگانیسم‌های بومی مؤثر در تجزیه هیدروکربن‌ها را در اولویت قرار داد.  



[1] Total Petroleum Hydrocarbons

[2] Bioremediation

[3] Biostimulation

[4] Bioaugmentation

[5] Gas chromatography coupled  flame ionization detector

[6] Total Kjeldahl Nitrogen

[7] Organic Matter

[8] Loss on Ignition

[9] Organic Carbon

[10] Benzene, toluene, ethylbenzene, and xylenes

Asgari, A., Nabizadeh, R., Mahvi, A. H., Nasseri, S., Dehghani, M. H., Nazmara, S., & Yaghmaeian, K. (2017). Biodegradation of total petroleum hydrocarbons from acidic sludge produced by re-refinery industries of waste oil using in-vessel composting. Journal of Environmental Health Science and Engineering, 15, 3. https://doi.org/10.1186/s40201-017-0267-1.
Clesceri, L. S., Greenberg, A. E., & Eaton, A. D. (2010). Standard methods for the examination of water and wastewater. American Public Health Association, American Water Works Association, & Water Environment Federation.
Curiel-Alegre, S., Khan, A. H. A., Rad, C., Velasco-Arroyo, B., Rumbo, C., Rivilla, R., Durán, D., Redondo-Nieto, M., Borràs, E., Molognoni, D., Martín-Castellote, S., Juez, B., & Barros, R. (2025). Bioaugmentation and vermicompost facilitated the hydrocarbon bioremediation: Scaling up from lab to field for petroleum-contaminated soils. Environmental Science and Pollution Research, 32, 16601–16616.
Dashtbozorg, M., Riyahi Bakhtiari, A., Shushizadeh, M. R., & Taghavi, L. (2019). Quantitative evaluation of n-alkanes, PAHs, and petroleum biomarker accumulation in beach-stranded tar balls and coastal surface sediments in the Bushehr Province, Persian Gulf (Iran). Marine Pollution Bulletin, 146, 801–815. https://doi.org/10.1016/j.marpolbul.2019.07.023.
Edeghagba, B. O., Adamu-Governor, O. L., Ogbonna, S. C., & Onyeaghasiri, F. U. (2021). Assessment of spent engine oil degrading potentials of bacteria isolated from the air. Global Scientific Journal, 9(10), 69–80.
Elshafei, A. M., & Mansour, R. (2024). Microbial bioremediation of soils contaminated with petroleum hydrocarbons. Discover Soil, 1, 9. https://doi.org/10.1007/s44378-024-00004-5.
Faithfull, N. T. (2002). Methods in agricultural chemical analysis: A practical handbook. CABI Publishing.
Hara, E., Kurihara, M., Nomura, N., Nakajima, T., & Uchiyama, H. (2013). Bioremediation field trial of oil-contaminated soil with food-waste compost. Journal of JSCE, 1(1), 125–132. https://doi.org/10.2208/journalofjsce.1.1_125.
Hatami, E., Sadati-Pour, S. M. T., & Shahabi, B. (2009). Assessment of total petroleum hydrocarbons (TPH) in Persian Gulf's water and sediment, Bahregan coastal area. Journal of Marine Science and Technology Research, 4(3), 84–93 .[In Persian].
Helmy, Q., & Kardena, E. (2024). Enhancing field-scale bioremediation of weathered petroleum oil-contaminated soil with biocompost as a bulking agent. Case Studies in Chemical and Environmental Engineering, 9, 100735. https://doi.org/10.1016/j.cscee.2024.100735.
Jørgensen, K. S., Puustinen, J., & Suortti, A. M. (2000). Bioremediation of petroleum hydrocarbon-contaminated soil by composting in biopiles. Environmental Pollution, 107(2), 245–254. https://doi.org/10.1016/S0269-7491(99)00144-X.
Khan, M. A. I., Biswas, B., Smith, E., Naidu, R., & Megharaj, M. (2018). Toxicity assessment of fresh and weathered petroleum hydrocarbons in contaminated soil—A review. Chemosphere, 212, 755–767. https://doi.org/10.1016/j.chemosphere.2018.08.094.
Mekonnen, B. A., Aragaw, T. A., & Genet, M. B. (2024). Bioremediation of petroleum hydrocarbon contaminated soil: A review on principles, degradation mechanisms, and advancements. Frontiers in Environmental Science, 12, 1354422. https://doi.org/10.3389/fenvs.2024.1354422.
Mohebbi-Nozar, S. L., Zakaria, M. P., Ismail, W. R., Mortazawi, M. S., Salimizadeh, M., Momeni, M., & Akbarzadeh, G. (2015). Total petroleum hydrocarbons in sediments from the coastline and mangroves of the northern Persian Gulf. Marine Pollution Bulletin, 95(1), 407–411. https://doi.org/10.1016/j.marpolbul.2015.03.037.
Namkoong, W., Hwang, E. Y., Park, J. S., & Choi, J. Y. (2002). Bioremediation of diesel-contaminated soil with composting. Environmental Pollution, 119(1), 23–31. https://doi.org/10.1016/S0269-7491(01)00328-1.
National Iranian Oil Company (NIOC). (2014). Bahregan District.https://www.niopdc.ir.
Palansooriya, K. N., Dissanayake, P. D., Igalavithana, A. D., Tang, R., Cai, Y., & Chang, S. X. (2023). Converting food waste into soil amendments for improving soil sustainability and crop productivity: A review. Science of the Total Environment, 881, 163311. https://doi.org/10.1016/j.scitotenv.2023.163311.
Organization of the Petroleum Exporting Countries (OPEC). (2026). Annual statistical bulletin 2026. https://www.opec.org.
Silva, A., Delerue-Matos, C., & Fiúza, A. (2005). Use of solvent extraction to remediate soils contaminated with hydrocarbons. Journal of Hazardous Materials, 124(1), 224–229.
Texas Natural Resource Conservation Commission (TNRCC). (2001). TNRCC Method 1005: Total petroleum hydrocarbons. Texas Natural Resource Conservation Commission.
Tran, H. T., Lin, C., Bui, X. T., Ngo, H. H., Cheruiyot, N. K., Hoang, H. G., & Vu, C. T. (2021). Aerobic composting remediation of petroleum hydrocarbon-contaminated soil: Current and future perspectives. Science of the Total Environment, 753, 142250. https://doi.org/10.1016/j.scitotenv.2020.142250.
Tran, H.-T., Vu, C.-T., Lin, C., Bui, X.-T., Huang, W.-Y., Vo, T.-D.-H., Hoang, H.-G., & Liu, W.-Y. (2018). Remediation of highly fuel oil-contaminated soil by food waste composting and its volatile organic compound (VOC) emission. Bioresource Technology Reports, 4, 145–152. https://doi.org/10.1016/j.biteb.2018.10.010.
Uddin, S., Fowler, S. W., Saeed, T., Jupp, B., & Faizuddin, M. (2021). Petroleum hydrocarbon pollution in sediments from the Gulf and Omani waters: Status and review. Marine Pollution Bulletin, 173, 112913. https://doi.org/10.1016/j.marpolbul.2021.112913.
United States Composting Council. (2002). Test methods for the examination of composting and compost (TMECC). United States Composting Council Research and Education Foundation,  Ronkonkoma, NY.
Zhang, H., Huang, Y., Chen, S., & Wang, X. (2021). Mitigation of petroleum-hydrocarbon-contaminated hazardous soils using organic amendments: A review. Journal of Hazardous Materials, 416, 125702. https://doi.org/10.1016/j.jhazmat.2021.125702.