راهبردهای علوم مهندسی و مدیریت سیستم های پایدار

راهبردهای علوم مهندسی و مدیریت سیستم های پایدار

شناسایی و اولویت بندی فاکتورهای موثر بر مکان یابی پناهگاه‌ های ایمن و مسیرهای تخلیه اضطراری در صنایع فرایندی با استفاده از فرایند تحلیل سلسله ‌مراتبی

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان
گروه برنامه‌ریزی، مدیریت محیط‌زیست و HSE، پردیس بین‌المللی ارس، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده
صنایع فرایندی به دلیل ماهیت عملیاتی و حضور مواد شیمیایی خطرناک، همواره با مخاطرات گسترده‌‌ای نظیر حریق، انفجار و انتشار مواد سمی مواجه هستند. در چنین شرایطی، استقرار پناهگاه-های ایمن و تعیین مسیرهای تخلیه اضطراری کارآمد، به عنوان دو مؤلفه اساسی در سیستم مدیریت بحران، نقشی حیاتی در کاهش تلفات انسانی و افزایش تاب ‌آوری صنایع ایفا می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی فاکتورهای مؤثر بر مکان ‌یابی پناهگاه‌های ایمن و تعیین مسیرهای تخلیه اضطراری در صنایع فرایندی در مواجهه با سناریوهایی نظیر انتشار مواد سمی با رویکرد فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی انجام گردید.
در این مطالعه، ابتدا با مرور برخی منابع علمی معتبر، معیارهای کلیدی مؤثر بر مکان ‌یابی پناهگاه‌‌های ایمن و تعیین مسیرهای تخلیه اضطراری استخراج گردید. سپس، با به ‌کارگیری روش پنل خبرگان (شامل ۱۳ نفر از اعضای هیئت علمی حوزه ایمنی صنعتی و مدیریت بحران)، معیارهای استخراج‌ شده اعتبارسنجی و تکمیل شدند. ابزار گردآوری داده ‌ها، پرسشنامه مقایسات زوجی مبتنی بر مقیاس ساعتی (۱ تا ۹) بود. وزن‌‌های نهایی معیارها با استفاده از فرایند تحلیل سلسله‌ مراتبی محاسبه و سازگاری قضاوت ‌ها از طریق محاسبه نرخ ناسازگاری تأیید گردید.
نتایج نشان داد که در مکان‌ یابی پناهگاه‌‌های ایمن، معیارهای "حداقل میزان مواجهه با مواد خطرناک" و "فاصله از منبع خطر" با وزن مساوی ۰٫۱۶، بالاترین اولویت را دارند. معیارهای "دسترسی به مسیرهای ایمن" با وزن ۰٫۱۵ و "زمان بهینه تخلیه" با وزن ۰٫۱۲ در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. در میان فاکتورهای مؤثر بر تعیین مسیرهای تخلیه اضطراری، معیار "تأثیرپذیری از حادثه" با وزن ۰٫۲۲ بالاترین اولویت را داشته و معیارهای "توزیع جمعیت در محل" و «چگالی جمعیت (تعداد) در مسیرها" به ترتیب با وزن‌های ۰٫۲۰ و ۰٫۱۹ در اولویت‌های بعدی قرار گرفتند.
اولویت‌ دهی به معیارهای فاصله از منابع خطر و ایمنی مسیر در طراحی سیستم ‌های مدیریت اضطراری، می‌تواند نقش مؤثری در کاهش تلفات انسانی، جلوگیری از پیامدهای گسترده و افزایش تاب ‌آوری صنایع فرایندی ایفا کند. یافته‌ های این مطالعه می‌تواند مبنایی برای تدوین استانداردهای مکان ‌یابی، بازنگری در طرح‌ های جامع پاسخ به شرایط اضطرار و ارتقاء سطح ایمنی در واحدهای صنعتی با ریسک بالا قرار گیرد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

Identification and prioritization of factors affecting the location of safe shelters and emergency evacuation routes in process industries using the analytic hierarchy process

نویسندگان English

Zahra Barkhordarian
Masoud Nasouri
Department of Environmental Planning, Management and HSE, Aras International Campus, University of Tehran, Tehran, Iran.
چکیده English

Process industries, due to their operational nature and the presence of hazardous chemicals, are constantly exposed to extensive risks such as fire, explosion, and the release of toxic substances. Under such circumstances, the establishment of safe shelters and the designation of efficient emergency evacuation routes, as two fundamental components of the crisis management system, play a vital role in reducing human casualties and enhancing industrial resilience. The present study was conducted with the aim of identifying and prioritizing the factors affecting the location of safe shelters and the determination of emergency evacuation routes in process industries in scenarios such as the release of toxic substances using the Analytic Hierarchy Process approach.

In this study, a review of scientific sources was first conducted to extract the key criteria influencing the location of safe shelters and the determination of emergency evacuation routes. Subsequently, utilizing an expert panel method (comprising 13 faculty members specializing in industrial safety and crisis management), the extracted criteria were validated and supplemented. The data collection instrument was a pairwise comparison questionnaire based on Saaty's scale (1 to 9). The final weights of the criteria were calculated using the AHP method, and the consistency of the judgments was confirmed through the calculation of the inconsistency ratio.

The findings indicated that in the location of safe shelters, the criteria of "minimum exposure to hazardous materials" (C1) and "distance from the hazard source" (C2), with equal weights of 0.16, possess the highest priority. The criteria of "access to safe routes" (C3) and "optimal evacuation time" (C4) were ranked subsequently. Among the factors affecting the determination of emergency evacuation routes, the criterion of "susceptibility to the accident" (C3) with a weight of 0.22 had the highest priority, followed by "population distribution at the site" (C1) and "population density along the routes" (C2).

Prioritizing the criteria of distance from hazard sources and route safety in the design of emergency management systems can effectively contribute to reducing human casualties, preventing widespread consequences, and enhancing the resilience of process industries. The findings of this study can serve as a foundation for developing location standards, revising comprehensive emergency response plans, and improving the level of safety in high-risk industrial units.

کلیدواژه‌ها English

Safe shelter location
Emergency evacuation routes
Analytic Hierarchy Process
Process industries

مقدمه

مواد شیمیایی خطرناک در فرایندهای تولید و ذخیره‌سازی، همواره با ریسک‌های قابل ‌توجهی همراه هستند. وقوع نشت در این مواد، می‌تواند به پیامدهای فاجعه ‌باری نظیر آتش­سوزی، انفجار و مسمومیت‌های حاد منجر گردد که بیانگر ضرورت طراحی نظام‌های کارآمد واکنش سریع در مواجهه با سوانح شیمیایی است (He et al., 2025). حوادث اولیه در تأسیسات شیمیایی، به‌دلیل ماهیت زنجیره‌ای و تعاملات فیزیکی– شیمیایی میان واحدهای مجاور، پتانسیل سرایت به تجهیزات و مخازن هم‌ جوار را داشته و می‌توانند به پدیده‌ای تحت عنوان "اثر دومینو" منجر گردند که خود تشدیدکننده ابعاد فاجعه است (He et al., 2025). شواهد تجربی حاکی از آن است که در پژوهشی مبتنی بر تحلیل آماری ۲۰۷ حادثه‌ی بزرگ شیمیایی، حدود ۳۹ درصد از موارد شامل پدیده‌ دومینو شناسایی شده‌اند که بیانگر فراوانی غیر قابل ‌چشم‌پوشی این الگوی حوادث در صنایع فرایندی می­باشد (Kourniotis & Markatos , 2000).

از منظر پیامدشناسی، اثر دومینو می‌تواند خسارات جانی و مالی را به مراتب فراتر از سناریوی اولیه افزایش دهد. نمونه‌ بارز آن، حادثه‌ انفجار شیمیایی ۲۱ مارس ۲۰۱۹ در استان جیانگ ‌سوی چین است که در پی احتراق خودبه‌خودی ضایعات حاوی نیترات رخ داد و با گسترش آتش‌سوزی به مخازن ذخیره‌سازی و انبارهای متعدد، به انفجارهایی زنجیره‌ای انجامید. این رویداد، نهایتاً به فوت ۷۸ نفر و مصدومیت ۷۱۶ تن انجامید که گویای شدت اثرات توسعه یافته دومینو در مقیاس وسیع است (Zhang et al, 2019). بنابراین، شناسایی ریسک‌های بالقوه در صنایع فرایندی، به‌ویژه سناریوهایی که امکان ایجاد اثر دومینو در سطوح چندگانه دارند، می‌بایست به‌ عنوان یکی از مولفه‌های اساسی در فرآیندهای مدیریت اضطراری، برنامه‌ریزی واکنش و تدوین راهکارهای پیشگیرانه مد نظر قرار گیرد. غفلت از این جنبه، می‌تواند به نقص‌های سیستمی در مهار بحران و افزایش آسیب‌پذیری جوامع پیرامونی بینجامد (Jiang et al., 2023).

مراکز نجات اضطراری در مجتمع­های صنعتی شیمیایی، به ‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی و زیرساخت‌های عملیاتی در نظام مدیریت اضطراری و واکنش سریع محسوب می‌شوند. این مراکز، وظیفه‌ تامین و توزیع به ‌هنگام منابع اضطراری، تجهیزات حفاظت فردی و پناه­گیری افراد در معرض را بر عهده دارند که نقشی حیاتی در مهار اولیه‌ سوانح و کاهش پیامدهای ثانویه ایفا می‌نمایند (Zhang et al., 2017). از منظر مدیریت پیش‌دستانه، مکان­یابی و استقرار پیشین این مراکز، نه ‌تنها به‌ عنوان یک اقدام ضروری در راستای تضمین آمادگی عملیاتی پیش از وقوع حادثه مطرح است، بلکه بر کارایی فرایند پاسخ ‌دهی، کاهش زمان واکنش و بهینه ‌سازی تخصیص منابع در شرایط بحرانی تاثیری مستقیم دارد. به‌ عبارتی، هرگونه تاخیر در دسترسی به مراکز اضطراری می‌تواند زنجیره‌ واکنش مؤثر را مختل ساخته و احتمال وقوع اثر دومینو یا گسترش دامنه‌ حادثه را افزایش دهد (Jiang et al., 2023).

در صنایع فرایندی، وقوع حوادث بزرگ ‌مقیاس همواره با ضرورت اسکان موقت جمعیت‌های آسیب ‌دیده و مدیریت تخلیه‌ اضطراری همراه است (Zhang et al., 2023). پناهگاه‌های  ایمن، نقشی دوگانه در پاسخ‌گویی به دو گروه اصلی از قربانیان ایفا می‌کنند: نخست، افرادی که امکان اسکان در مکان‌های امن دیگر را ندارند و دوم، آسیب ‌دیدگانی که نیازمند مراقبت­های ویژه‌ پزشکی می‌باشند (Li et al., 2012). این پناهگاه­ها می‌بایست دارای فضای فیزیکی کافی جهت تأمین نیازهای اساسی زیستی و خدمات درمانی اولیه باشند. اسکان مجدد قربانیان، می­بایست بر اساس اصل تطبیق پویای عرضه و تقاضای منابع اضطراری صورت پذیرد؛ به‌گونه‌ای که نه ‌تنها نیازهای افقی و متنوع معیشتی و درمانی آنان برآورد گردد (Pérez-Galarce et al., 2017)، بلکه کیفیت خدمات نیز در بازه‌های زمانی مختلف ارتقاء یافته و پاسخگوی نیازهای عمودی رو به افزایش قربانیان باشد (Zhao et al., 2019).

در صنایع فرایندی، پناهگاه‌های اضطراری به‌عنوان یکی از زیرساخت‌های حیاتی مدیریت بحران محسوب می‌شوند که کارکرد اصلی آن‌ها، فراهم‌آوری بستری امن برای تخلیه‌ سریع و اسکان موقت نیروی انسانی شاغل، بازدیدکنندگان و جمعیت شناور مستقر در محدوده‌ صنعتی، در هنگام وقوع حوادث بزرگ‌ مقیاس نظیر آتش‌سوزی، انفجار، انتشار مواد سمی یا شکست سازه‌ای می‌باشد. این فضاها، ضمن تامین حداقل امکانات زیستی شامل سرپناه مقاوم، آب آشامیدنی سالم، تجهیزات بهداشتی، تهویه‌ مناسب و ارتباطات اضطراری، نقشی کلیدی در کاهش تلفات انسانی و تسهیل عملیات امداد و نجات ایفا می‌نمایند. با این وجود، خدمات ارائه ‌شده توسط پناهگاه­های اضطراری در صنایع فرایندی، هم از جنبه عرضه (ظرفیت، تجهیزات، دسترسی) و هم از جنبه تقاضا (تعداد پرسنل، نوع مواجهه، شدت آسیب)، دارای دو بعد مکانی و غیرمکانی می‌باشند. بعد مکانی شامل عواملی نظیر موقعیت پناهگاه نسبت به مراکز خطر (مخازن، راکتورها، تأسیسات فرایندی)، شعاع پوشش، توزیع فضایی پناهگاه‌ها و هم‌ پوشانی حوزه­‌های خدماتی در سطح مجتمع صنعتی است؛ در حالی که بعد غیرمکانی به کیفیت تجهیزات حفاظتی، ظرفیت پذیرش، تنوع خدمات درمانی، سطح آمادگی عملیاتی و قابلیت اطمینان سیستم­های پشتیبان باز می‌گردد (Cao et al., 2022 ; Jiang et al., 2023; Li et al., 2021; Zhang et al., 2023).

تخلیه‌ اضطراری، به ‌عنوان یکی از ارکان اساسی نظام پاسخ‌گویی به بحران، نقشی حیاتی در مدیریت سوانح ایفا می‌نماید. این فرایند را می‌توان به ‌مثابه جا به ‌جایی هدفمند ساکنان از منطقه­ای که به ‌عنوان محدوده‌ خطر شناسایی شده است، به‌ سوی مکان‌های امن، در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با حداکثر سطح قابلیت ‌اطمینان، تعریف نمود. اگرچه اصول بنیادین پاسخ‌گویی به بلایا و اجرای تخلیه، در کلیت انواع سناریوهای حادثه مشترک است، اما هر رویداد خاص، ویژگی­های منحصر به ‌فردی نظیر میزان هشدار در دسترس، مخاطرات پیش‌ روی امدادگران، احتمال وقوع رویدادهای ثانویه، عملیات بازیابی مورد نیاز و دامنه و مقیاس خسارات وارده را به‌ همراه دارد که ماهیت و پیچیدگی فرایند تخلیه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بر اساس میزان هشدار موجود، سناریوهای تخلیه‌ اضطراری را می‌توان به دو دسته کلی طبقه‌بندی نمود: عملیات احتیاطی و عملیات نجات جان. در تخلیه‌ احتیاطی، به‌دلیل وجود زمان کافی برای هشداردهی، امکان برآورد پیشین مدت زمان تخلیه در مقایسه با زمان انتشار خطر و ارزیابی اولیه‌ سطح ریسک، وجود دارد؛ از این‌رو، زمان پاسخ‌دهی و مخاطرات بالقوه، به‌ عنوان مولفه‌های کلیدی در این نوع تخلیه مطرح می‌شوند. در مقابل، در عملیات نجات جان، کمبود یا فقدان هشدار کافی، مانع از انجام برنامه‌ریزی پیش ‌از ‌حادثه توسط سازمان‌دهندگان می­گردد؛ بنابراین، تخلیه نجات ‌بخش بر نجات فوری افراد مجروح در داخل و پیرامون منطقه‌ آسیب ‌دیده و همچنین پاکسازی مسیرهای دسترسی متمرکز است (Osman, 2012 ; Osman, 2013).

با توجه به تنوع ذاتی سناریوهای تخلیه و تأثیرپذیری آن‌ها از عواملی چندگانه و بعضاً متضاد، انتخاب بهترین راهکار عملیاتی در هر شرایط، نیازمند سنجش هم‌زمان شاخص‌های متعدد و گاه ناسازگار است. از سوی دیگر، متخصصان ایمنی در صنایع فرایندی، از دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به شاخص‌های ارزیابی ایمنی سیستم برخوردارند (Omidi et al., 2024; Shafahi et al., 2026). ین تناظر دیدگاه‌ها، به‌طور طبیعی به سطوح مختلفی از اهمیت برای هر شاخص و در نتیجه، تخصیص وزن‌های متفاوت به اندازه‌گیری‌ها منجر می‌گردد (Omidi et al., 2024; Salehi et al., 2023). تخصیص وزن‌های متفاوت به شاخص‌های گوناگون، این امکان را برای مدیران و متخصصان ایمنی فراهم می‌سازد تا راهبردهای متنوعی را در جهت ارتقاء سطح ایمنی تدوین نمایند. شایان ذکر است که عواملی که در یک بافت و زمینه‌ کاری خاص، تاثیرگذارتر تلقی می‌گردند، ممکن است در شرایط متفاوت، اولویت‌های دیگری پیدا کنند و این امر، خود به تنوع راهبردهای مدیریت ایمنی دامن می‌زند. به‌ منظور انطباق با این تنوع دیدگاه‌ها و پیچیدگی های ذاتی تصمیم­گیری در زمینه‌ ایمنی، به ‌کارگیری روش‌های تصمیم­گیری چند معیاره (MCDM)  به‌عنوان رویکردی کارآمد مطرح گردیده است (Omidi & Pilbeam, 2023). در طول دهه‌ گذشته، کاربرد این روش‌ها برای مواجهه با عدم‌قطعیت‌ها و حل مسائل پیچیده مهندسی، روندی فزاینده یافته است. روش‌های MCDM در موقعیت‌های همراه با عدم ‌قطعیت، اعم از عدم ‌قطعیت ناشی از ابهام (به ‌دلیل فقدان اطلاعات کامل) یا عدم‌ قطعیت ناشی از قضاوت­های کیفی تصمیم‌گیرندگان، از کارایی مناسبی برخوردارند. در نتیجه، این روش­ها برای پرداختن به مسائل دنیای واقعی که در این ویژگی‌ها مشترکند، بسیار سودمند و کاربردی محسوب می‌شوند (Omidi & Moradi, 2023).

در میان روش‌های متعدد MCDM، فرایند تحلیل سلسله ‌مراتبی نخستین بار در سال ۱۹۸۰ توسط ساعتی ارائه گردید (TL, 1990). این رویکرد که به ‌عنوان یکی از روش­های بنیادین تصمیم­گیری چند معیاره شناخته می‌شود، از کاربردی­ترین ابزارها برای تلفیق نظرات کارشناسی و ارزیابی امتیازات محسوب می‌گردد. AHP با تجزیه مسائل پیچیده‌ تصمیم‌گیری به اجزای تشکیل‌ دهنده در قالب یک ساختار سلسله‌ مراتبی، امکان تحلیل نظام‌مند سیستم‌های تصمیم‌گیری پیچیده را فراهم می‌آورد (Omidi, 2018). روش AHP مزایای قابل‌توجهی در تصمیم‌گیری در شرایطی که کمی‌سازی عوامل با دشواری همراه است، نشان داده است. این روش، به ‌عنوان یک رویکرد پژوهشی معتبر در علوم ایمنی شناخته می­شود و کاربرد گسترده‌ای نه ‌تنها در فرایندهای تصمیم‌گیری مدیریتی، بلکه در حوزه‌های مختلف تحقیقاتی دارد. پژوهشگران متعددی از این روش به‌ عنوان تکنیکی ساختار یافته و ساده برای ارزیابی معیارهای پیچیده و مقابله با تصمیمات مبتنی بر اصول ریاضی بهره گرفته ‌اند. همچنین، این چارچوب، ابزاری جامع برای ساختاردهی مسائل تصمیم­گیری در حوزه­های گوناگون فراهم می‌آورد (Othman et al., 2016).

بررسی پیشینه‌ پژوهش­ها نشان می‌دهد که علی ‌رغم گستردگی مطالعات در حوزه‌ مدیریت بحران و مکان­یابی تاسیسات اضطراری در سناریوهایی نظیر انتشار ماده سمی، پژوهش‌های محدود به ‌طور خاص به شناسایی و اولویت­بندی فاکتورهای مؤثر بر انتخاب محل پناهگاه­های ایمن و مسیرهای تخلیه اضطراری برای جمعیت‌های در معرض خطر در حوادث مرتبط در صنایع فرایندی، با به ‌کارگیری تکنیک‌های MCDM، پرداخته‌اند. از این‌رو، مطالعه‌ حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی فاکتورهای مؤثر بر مکان­یابی پناهگاه­های ایمن و مسیرهای تخلیه‌ اضطراری در صنایع فرایندی در حوادثی نظیر انتشار مواد سمی، با رویکرد تحلیل سلسله ‌مراتبی AHP طراحی و اجرا گردیده است. یافته­های این پژوهش می‌تواند چارچوبی تحلیلی برای مدیران ایمنی و مسئولین مدیریت بحران در صنایع فرایندی فراهم آورد تا ضمن لحاظ نمودن اولویت‌های چندگانه، تصمیمات مبتنی بر شواهد و کارآمدی در زمینه‌ مکان­یابی پناهگاه­ها و انتخاب مسیرهای تخلیه اتخاذ نمایند.

 

روش‎شناسی پژوهش

در مطالعه حاضر، به‌ منظور شناسایی جامع و نظام‌ مند فاکتورهای مؤثر بر مکان­یابی پناهگاه‌های  ایمن و مسیرهای تخلیه‌ اضطراری در صنایع فرایندی، ابتدا مروری بر تعدادی از متون علمی معتبر و مطالعات پیشین در حوزه‌های مدیریت بحران، ایمنی فرایند و مکان یابی تاسیسات اضطراری انجام پذیرفت. این مرور، با هدف پوشش حداکثری ابعاد مختلف مسئله و شناسایی معیارهای کلیدی مورد تأکید در ادبیات فنی و تجارب عملیاتی، صورت گرفت. بر اساس یافته‌های حاصل از این مرحله، مجموعه‌ای از معیارها و زیرمعیارهای اولیه استخراج گردید که ابعاد گوناگون موضوع را شامل می­شدند؛ ابعاد شناسایی شده برای رتبه­بندی مکان­یابی پناهگاه‌های ایمن شامل C1: حداقل میزان مواجهه با مواد خطرناک، C2: فاصله از منبع خطر، C3: دسترسی به مسیرهای ایمن، C4: زمان بهینه تخلیه، C5: الزامات محیطی و آب و هوایی، C6: پتانسیل اثرپذیری از حادثه، C7: دسترسی آسان، C8: امکانات اضطراری و زیرساخت­ها و C9: حداقل زمان دسترسی بودند ((Cao et al., 2022 ; Jiang et al., 2023; Li et al., 2021; Shojaee Barjoee, 2021; Zhang et al., 2023). فاکتورهای شناسایی شده موثر بر تعیین مسیرهای تخلیه شامل C1: توزیع جمعیت در محل، C2: چگالی جمعیت (تعداد افراد) در مسیرها، C3: تاثیرپذیری از حادثه، C4: حداکثر ظرفیت مسیر، C5: زمان رسیدن از مسیر به محل تجمع ایمن و C6: محل خروجی بودند (Georgiadou et al., 2007; Shen et al., 2026; Zhang et al., 2023).

 

انتخاب خبرگان در پژوهش‌های مبتنی بر روش تحلیل سلسله ‌مراتبی، نقشی تعیین­کننده در اعتبار نتایج ایفا می‌نماید. در مطالعه‌ حاضر، معیارهای انتخاب متخصصان بر اساس سه مؤلفه‌ اصلی دانش نظری، تخصص عملیاتی و تجربه‌ کاری در حوزه موضوع مطالعه، علاوه بر تمایل به مشارکت و دسترسی­پذیری در طول فرایند پژوهش، تدوین گردید (Nguyen et al., 2024). بر این اساس، گروه کارشناسی متشکل از 13 نفر از خبرگان شامل 13 نفر از اعضای هیئت ‌علمی حوزه‌ بهداشت حرفه‌ای و ایمنی و مدیریت بحران تشکیل شد. جدول 1 ویژگی­های جمعیت­شناختی متخصصان مشارکت کننده در مطالعه را نشان می­دهد. روش تحلیل سلسله ‌مراتبی به‌عنوان یکی از رویکردهای تصمیم‌گیری چند معیاره، مبتنی بر مقایسات زوجی است و امکان ارزیابی سناریوهای مختلف را در شرایط تصمیم­گیری پیچیده فراهم می‌سازد. در این روش، مسئله‌ مورد مطالعه با معیارهای متعدد، به‌صورت یک ساختار سلسله‌ مراتبی متشکل از سطوح مختلف تجزیه می‌گردد؛ به‌ گونه‌ای که بالاترین سطح بیان‌گر هدف نهایی، سطوح میانی نشان‌دهنده معیارهای اصلی و زیر معیارها، و پایین­ترین سطح شامل گزینه‌های تصمیم می‌باشند.

به ‌منظور سنجش درجه‌ اهمیت هر یک از فاکتورهای اثرگذار در قالب یک ماتریس مقایسات زوجی، فاکتورها دو به دو مورد سنجش قرار گرفتند (جدول 2) و اولویت نسبی هر یک نسبت به دیگری تعیین گردید. در مرحله‌ بعد، با انجام محاسبات مرتبط و نرخ سازگاری، وزن‌های هر عنصر تصمیم بر اساس داده‌های ماتریس­های مقایسه‌ زوجی محاسبه شد. پرسشنامه‌ مقایسات زوجی بر اساس مقیاس ساعتی استاندارد (۱ تا ۹) طراحی گردید (جدول ۳). این مقیاس که بر مبنای مطالعات روان‌سنجی توسعه یافته است، امکان تبدیل قضاوت­های کیفی خبرگان به داده‌های کمی را با حفظ سازگاری درونی فراهم می‌سازد (TL, 1990). ترم‌­های زبانی این مقیاس شامل سطوحی از "اهمیت یکسان" (امتیاز ۱) تا "کاملاً با اهمیت" (امتیاز ۹) است که امکان بیان دقیق ترجیحات نسبی را برای تصمیم‌ گیرندگان فراهم می­‌آورد. از پاسخ­‌دهندگان خواسته شد تا اهمیت نسبی رویدادها را بر اساس راهنمای ارائه ‌شده تعیین نمایند. تعداد مقایسات زوجی مورد نیاز برای هر سطح از سلسله‌ مراتب، از طریق رابطه  تعیین گردید که در آن n تعداد عناصر (معیارها) در آن سطح می‌باشد (Mandali et al., 2025).

جهت محاسبه مقادیر ناسازگاری در قضاوت­ها از روابط مرتبط با نرخ سازگاری (Consistency Ratio) استفاده شد. مقادیر  در قضاوت خبرگان مورد پذیرش قرار می­گیرد و در غیر این صورت می­بایست تجدید نظر در قضاوت­ها صورت پذیرد. برای محاسبه شاخص سازگاری (Consistency Index) رابطه 1 بکار گرفته شد که در آن  بزرگترین مقدار ویژه ماتریس و n تعداد شاخص‌ها در ماتریس قضاوت است.

 

 

برای محاسبه نرخ سازگاری (Consistency Ratio) رابطه 2 مورد استفاده قرار گرفت (Abdollahpour et al., 2022b). شکل 1 فلوچارت انجام مطالعه را نشان می­دهد.

 

 

جدول 1. مشخصات پاسخ­دهندگان

Table 1. Characteristics of respondents

متغیر دموگرافیک

تعداد کل - 13

تعداد

(%)

عنوان سازمانی

- عضو هیئت علمی

 

13

 

 

100

 

سن  (سال)

3- 35-31 سال

4- 40-36 سال

5- 45-41 سال

6- بیش از 45 سال

 

5

3

2

3

 

 

39

23

15

23

 

تجربه کاری (سال)

2- 5-1 سال

3- 10-6 سال

4- 15-11 سال

5- بیش از 15 سال

 

1

4

4

4

 

7

31

31

31

سطح تحصیلات

- دکتری

 

13

 

100

 

جدول 2. نمونه­ای از پرسشنامه مقایسه زوجی فاکتورهای مرتبط با انتخاب مسیر تخلیه

Table 2. Sample pairwise comparison questionnaire for factors related to evacuation route selection

فاکتورهای مرتبط با مسیر تخلیه

C1: توزیع جمعیت در محل

C2: چگالی جمعیت (تعداد افراد) در مسیرها

C3: تاثیرپذیری از حادثه

C4: حداکثر ظرفیت مسیر

C5: زمان رسیدن از مسیر به محل تجمع ایمن

C6: محل خروجی

C1: توزیع جمعیت در محل

1

 

 

 

 

 

C2: چگالی جمعیت (تعداد افراد) در مسیرها

 

1

 

 

 

 

C3:تاثیرپذیری از حادثه

 

 

1

 

 

 

C4:حداکثر ظرفیت مسیر

 

 

 

1

 

 

C5:زمان رسیدن از مسیر به محل تجمع ایمن

 

 

 

 

1

 

C6: محل خروجی

 

 

 

 

 

1

 

جدول 3. مقیاس اندازه‌گیری ساعتی در مقایسه زوجی

Table 3. Hourly measurement scale for pairwise comparison

درجه اهمیت

تعریف

توضیح

1

اهمیت یکسان

دو معیار به صورت برابر به هدف کمک می‌کنند.

3

اهمیت متوسط

قضاوت به طور جزئی به نفع یکی از معیارها است.

5

اهمیت زیاد

قضاوت به طور قاطع به نفع یکی از معیارها است.

7

اهمیت بسیار زیاد

یک معیار برتری آشکار دارد.

9

کاملا با اهمیت

برتری یک معیار بر دیگری در بالاترین سطح ممکن تایید می‌شود.

2، 4، 6 و 8

مقادیر میانی

برای بیان مقادیر بینابینی بین اولویت‌های فوق به کار می‌روند.

 

شکل 1. فلوچارت انجام مطالعه

Figure 1. Study flowchart

 

 

 

 

 

یافته­ها و بحث

در این مطالعه، به ‌منظور شناسایی و اولویت­بندی سیستماتیک فاکتورهای کلیدی مؤثر بر مکان‌­یابی بهینه پناهگاه­های ایمن و مسیرهای تخلیه اضطراری در صنایع فرایندی در حوادثی نظیر انتشار ماده سمی، از فرایند تحلیل سلسله ‌مراتبی استفاده گردید. ماتریس مقایسات زوجی توسط پنلی از خبرگان صاحب ‌نظر در حیطه موضوعی ایمنی و مدیریت بحران تکمیل شد و وزن‌­های نهایی معیارها محاسبه گردید.

نتایج حاصل از تحلیل نشان می‌دهد که معیارهای C1 (حداقل میزان مواجهه با مواد خطرناک) و C2 (فاصله از منبع خطر) با وزن‌­های مساوی 16/0، بالاترین اولویت را در میان شاخص‌های مکان­یابی پناهگاه‌های ایمن به خود اختصاص داده‌اند. معیار C3 (دسترسی به مسیرهای ایمن) با وزن 15/0 در رتبه سوم و معیار C4 (زمان بهینه تخلیه) با وزن 12/0 در رتبه چهارم قرار گرفته است. این چهار معیار (C1 تا C4) بیشترین وزن­ها را به خود اختصاص داده‌اند که نشان‌دهنده تاثیر غالب این عوامل در فرایند تصمیم‌­گیری برای مکان­‌یابی پناهگاه­های ایمن در صنایع فرایندی است.

در مقابل، معیارهای الزامات محیطی و آب و هوایی (09/0)، پتانسیل اثرپذیری از حادثه (11/0)، دسترسی آسان (09/0)، امکانات اضطراری و زیر ساخت­ها (06/0) و حداقل زمان دسترسی (07/0) از اولویت پایین‌­تری برخوردار بوده­‌اند. اگرچه معیار پتانسیل اثرپذیری از حادثه با وزن 11/0 در رتبه پنجم قرار گرفته و نسبت به سایر معیارهای گروه دوم از اهمیت نسبتاً بیشتری برخوردار است، اما همچنان وزن کمتری نسبت به معیارهای اولویت ­دار (C1 تا C4) دارد. الگوی اولویت‌­بندی به‌دست‌ آمده حاکی از آن است که در طراحی و مکان‌­یابی پناهگاه­های ایمن در صنایع فرایندی، عواملی نظیر فاصله از منابع خطر، دسترسی سریع، ظرفیت کافی پناهگاه و ایمنی سازه­‌ای در مقایسه با عواملی مانند وضعیت توپوگرافی و الزامات آب و هوایی، از درجه اهمیت بالاتری برخوردار هستند. شکل 2 نتایج حاصل رتبه­بندی فاکتورهای مؤثر بر مکان­یابی پناهگاه­های ایمن را نشان می­دهد.

 

 

شکل 2. وزن فاکتورهای مؤثر بر مکان­یابی پناهگاه‌های ایمن

Figure 2. Weight of factors affecting the location of safe havens

 

به‌ منظور شناسایی و اولویت­‌بندی عوامل کلیدی مؤثر بر تعیین مسیرهای تخلیه اضطراری در صنایع فرایندی، از فرایند آنالیز سلسله‌ مراتبی استفاده گردید. نتایج حاصل از آنالیز نشان می‌دهد که معیار C3 (تاثیرپذیری از حادثه) با وزن 22/0، بالاترین اولویت را در میان شاخص‌های تعیین مسیرهای تخلیه اضطراری به خود اختصاص داده است. معیارهای C1 (توزیع جمعیت در محل) و C2 (چگالی جمعیت (تعداد افراد) در مسیرها) به‌ترتیب با وزن‌های 20/0 و 19/0 در رتبه‌های دوم و سوم قرار گرفته‌اند (شکل 3). این سه معیار (C3، C1 و C2) بیشترین وزن را به خود اختصاص داده­‌اند که نشان‌دهنده تاثیر غالب این عوامل در فرایند تصمیم‌­گیری برای طراحی مسیرهای تخلیه است. در مطالعه حاضر، نرخ ناسازگاری برای قضاوت کلیه مشارکت­کنندگان در محدوده قابل قبول (کمتر از 1/0) گزارش گردید که نشان از سازگاری درونی و قابلیت اتکای مناسب مقایسات صورت گرفته دارد.

 

شکل 3. وزن فاکتورهای مؤثر بر تعیین مسیرهای تخلیه اضطراری

Figure 3. Weights of factors influencing the determination of emergency evacuation routes.

 

صنایع فرایندی به ‌دلیل ماهیت عملیاتی خود، همواره با مخاطرات گسترده و پیچیده‌­ای از جمله آتش­سوزی، انفجار و انتشار مواد سمی و خطرناک مواجه هستند. وقوع حوادث در این صنایع می‌تواند علاوه بر خسارات جانی و مالی سنگین، پیامدهای جبران‌ناپذیری برای جوامع پیرامونی و محیط ‌زیست به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، وجود پناهگاه‌های  ایمن و مسیرهای تخلیه اضطراری کارآمد، به ‌عنوان دو مولفه اساسی در سیستم مدیریت بحران نقشی حیاتی در کاهش تلفات انسانی و افزایش تاب‌­آوری صنایع ایفا می‌کنند. هدف از مطالعه حاضر شناسایی و اولویت‌بندی فاکتورهای مؤثر بر مکان‌یابی پناهگاه­های ایمن و تعیین مسیرهای تخلیه اضطراری در صنایع فرایندی در مواجهه با سناریوهایی نظیر انتشار مواد سمی با به‌کارگیری رویکرد AHP است.

بر اساس نتایج معیارهای حداقل میزان مواجهه با مواد خطرناک (با وزن 16/0) و فاصله از منبع خطر (با وزن 16/0) بالاترین اولویت را در مکان­یابی پناهگاه‌های ایمن به خود اختصاص داده‌اند. معیار دسترسی به مسیرهای ایمن با وزن 15/0 و زمان بهینه تخلیه با وزن 12/0 در رتبه‌های بعدی قرار دارند. این یافته با نتایج مطالعه ژانگ و همکاران (۲۰۲۳) که با استفاده از مدل پخش گاوسی و الگوریتم فلوید به بررسی مکان‌یابی پناهگاه‌های ایمن در صنایع شیمیایی پرداختند، همخوانی کامل دارد. آنها نشان دادند که فاصله از منبع نشت و زمان دسترسی به پناهگاه، از مهمترین معیارهای تعیین­‌کننده در مکان‌­یابی پناهگاه‌های اضطراری هستند و در تحلیل ریسک سالیانه نشت گازهای سمی، مناطقی که در معرض غلظت ­های بالای گاز قرار دارند، باید به ‌عنوان مناطق با اولویت پایین برای استقرار پناهگاه در نظر گرفته شوند (Zhang et al., 2023). همچنین، مطالعه Talhofer & Hošková-Mayerov (2019) که به بررسی کاربرد تحلیل چند معیاره در انتخاب مکان مناسب برای استقرار مرکز اضطرار در شرایط بحران پرداختند، نشان دادند که معیارهای فاصله از منابع خطر و دسترسی به راه‌ های ارتباطی، از بالاترین وزن­ها در فرایند تصمیم‌گیری برخوردار هستند. آنها با استفاده از روش[1]SAW و تحلیل حساسیت بر روی وزن معیارها، نشان دادند که تغییر در وزن معیار دسترسی، تأثیر قابل ‌توجهی بر نتایج نهایی تحلیل دارد. این یافته با اولویت بالای معیار دسترسی سریع در مطالعه حاضر سازگار است و تأکید می‌کند که در شرایط بحرانی، زمان رسیدن به محل­های ایمن، یکی از تعیین‌کننده­‌ترین عوامل در بقای افراد است (Talhofer & Hošková-Mayerová, 2019).

علاوه بر این، مطالعه Cao et al (2022) که به ارائه مدل مکان­یابی مراکز اضطراری در پارک‌های شیمیایی با هدف پیشگیری از اثر دومینو پرداختند، نشان دادند که در نظر گرفتن فاصله از تاسیسات پرخطر، تاثیر تعیین‌کننده‌ای در جلوگیری از گسترش حوادث دارد. آن‌ها با استفاده از الگوریتم NSGA-II و در نظر گرفتن توابع هدف هزینه و ایمنی، نشان دادند که مکان‌یابی مراکز اضطراری در فاصله‌ای بیش از شعاع ریسک از نقاط حادثه‌خیز، می‌تواند از وقوع اثر دومینو جلوگیری کند. این یافته با نتایج مطالعه حاضر همسو است و نشان می­دهد که در طراحی پناهگاه­های ایمن در صنایع فرایندی، رعایت فاصله ایمن از تاسیسات پر خطر، یک الزام اساسی است (Cao et al., 2022).

در مقابل، نتایج مربوط به اولویت­بندی فاکتورهای موثر بر تعیین مسیرهای تخلیه اضطراری نشان داد که معیار تاثیرپذیری از حادثه (C3) با وزن 22/0 بالاترین اولویت را دارد و معیارهای C1 (توزیع جمعیت در محل) و C2 (چگالی جمعیت (تعداد افراد) در مسیرها) در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند. این یافته با پژوهش ‌های گسترده‌ای در زمینه طراحی مسیرهای تخلیه اضطراری در صنایع پرخطر همخوانی دارد. مطالعه Jiang et al (2023) نشان داد که ایمنی مسیرهای دسترسی و فاصله از مناطق با ریسک بالا، از مهم‌ترین معیارهای تعیین ‌کننده در طراحی مسیرهای تخلیه هستند. آن ‌ها با استفاده از مدل­سازی ریسک بهبود یافته و شبیه ­سازی مونت ‌کارلو، نشان دادند که در نظر گرفتن اثر دومینو می­تواند توزیع ریسک را در مناطق صنعتی به ‌طور چشمگیری تغییر دهد و بر اولویت­بندی مسیرهای تخلیه تاثیر بگذارد (Jiang et al., 2023). همچنین، مطالعه Zhang et al (2023) با استفاده از مدل پخش گاوسی و الگوریتم فلوید، نشان دادند که در طراحی مسیرهای تخلیه، ایمنی مسیر در برابر غلظت گازهای سمی (نظیر آمونیاک) و زمان در دسترس بودن مسیر از مهمترین معیارها هستند. آنها با شبیه­سازی نشت لحظه‌ای آمونیاک و تحلیل غلظت گاز در گره­های شبکه تخلیه، نشان دادند که مسیرهایی که در معرض غلظت‌های بالاتر از آستانه مجاز قرار می‌گیرند، باید از شبکه تخلیه حذف شوند و مسیرهای جایگزین با کمترین مواجهه با مخاطرات انتخاب گردند (Zhang et al., 2023).

مطالعه Ayyildiz et al (2025) که با استفاده از رویکرد فازی شهودی[2] و روش‌های SWARA و EDAS به انتخاب مکان مراکز پاسخ‌ گویی اضطراری در مناطق صنعتی پرداختند، نشان داد که در انتخاب مکان این مراکز، معیارهای دسترسی بیشترین اهمیت را دارند، اما در طراحی مسیرهای تخلیه، معیارهای عملیاتی مانند وجود مسیرهای خروج و ایمنی مسیر از اهمیت بالاتری برخوردارند. آن‌ها با تحلیل حساسیت و بررسی سناریوهای مختلف وزنی، نشان دادند که تغییر در وزن معیارهای ایمنی مسیر می‌تواند رتبه‌بندی گزینه‌های مکان یابی را به‌طور قابل‌توجهی تحت تاثیر قرار دهد (Ayyildiz et al., 2025).

یافته‌های مطالعه حاضر دارای پیامدهای مدیریتی برای صنایع فرایندی است. نخست، مدیران ایمنی و برنامه­ریزان می­بایست در مکان‌یابی پناهگاه‌های ایمن، اولویت نخست را به معیارهای فاصله از منابع خطر و دسترسی سریع اختصاص دهند و از استقرار پناهگاه­ها در مجاورت تاسیسات پرخطر و مناطق با ریسک بالا خودداری کنند. دوم، در طراحی مسیرهای تخلیه اضطراری، معیار ایمنی مسیر در برابر مخاطرات فرایندی (مانند انتشار گازهای سمی، حریق و انفجار) باید در اولویت بالا قرار گیرد و مسیرهایی انتخاب شوند که کمترین میزان مواجهه با مخاطرات را داشته باشند. سوم، با توجه به تفاوت معنادار الگوی اولویت‌­بندی، نمی‌توان از یک چارچوب واحد برای طراحی پناهگاه‌ها و مسیرهای تخلیه استفاده کرد و هر یک نیازمند تحلیل و برنامه‌ریزی مجزا هستند.

مطالعه حاضر دارای محدودیت‌هایی است که می­بایست در تفسیر نتایج مورد توجه قرار گیرند. یک محدودیت مهم، به ترکیب پنل خبرگان باز می‌گردد. اگرچه مشارکت خبرگان دانشگاهی و صاحب ‌نظران حوزه ایمنی صنعتی و مدیریت بحران، اعتبار محتوایی مناسبی به فرایند مقایسات زوجی بخشیده است، اما اتکای صرف بر خبرگان دانشگاهی و عدم بهره‌گیری هم‌ زمان از خبرگان عملیاتی با تجربه مستقیم میدانی، می‌تواند بر تعمیم‌پذیری نتایج تأثیرگذار باشد. گرچه در مطالعه حاضر، نرخ ناسازگاری برای قضاوت کلیه مشارکت‌کنندگان در محدوده قابل قبول (کمتر از ۱/۰) محاسبه و تایید گردید که نشان‌دهنده سازگاری درونی و قابلیت اتکای مناسب مقایسات صورت ‌گرفته است. با این حال، یکی از محدودیت‌های این مطالعه، فقدان تحلیل حساسیت جهت بررسی تاثیر تغییرات وزن معیارها بر رتبه­‌بندی نهایی و پایداری نتایج در سناریوهای مختلف وزنی می‌باشد که انجام آن می‌توانست اعتبار و استحکام تصمیمات اتخاذ شده را به ‌طور قابل ‌توجهی افزایش دهد. همچنین، اگرچه از نظرات متخصصان حوزه ایمنی و مدیریت بحران بهره­گیری شد، حجم نمونه محدود و ماهیت ذاتی روش AHP که بر قضاوت‌های افراد استوار است، می­تواند بر طیف دیدگاه‌ها و اولویت‌بندی نهایی تأثیرگذار بوده باشد. به‌ علاوه، تمرکز مطالعه حاضر بر شناسایی و اولویت‌بندی معیارهای مؤثر بوده و راهکارهای عملیاتی دقیق برای پیاده­سازی هر یک از معیارها ارائه نگردیده است. انجام پژوهش‌های آتی با رویکردهای ترکیبی نظیر Fuzzy AHP برای مواجهه با عدم‌قطعیت ذهنی، ANP (فرایند تحلیل شبکه‌ای) به‌منظور لحاظ کردن وابستگی‌ها و بازخوردهای بین‌ معیاری، GIS-based MCDM برای مکانی‌ سازی اولویت­ها، و شبیه­سازی دینامیک سیستم­ها برای ارزیابی پویای عملکرد معیارها در شرایط زمانی و مکانی متفاوت، پیشنهاد می‌شود. به‌ویژه، بکارگیری همزمان تکنیک­های MCDM با شبیه‌سازی می‌تواند امکان اعتبارسنجی نتایج اولویت‌­بندی را در سناریوهای عملیاتی متنوع فراهم آورد و اثرات دومینو و عدم‌ قطعیت‌های محیطی را به‌صورت واقع‌گرایانه‌تری مدل نماید. همچنین، انجام مطالعات میدانی با نمونه‌های آماری گسترده‌تر و آزمون حساسیت بر روی وزن‌های حاصل، می‌تواند به افزایش استحکام و کاربردپذیری یافته‌ها در شرایط مختلف بحرانی کمک کند. علاوه ‌بر این، انجام اعتبارسنجی میدانی از طریق مطالعه میدانی در یک منطقه واقعی با جمعیت هدف، می­تواند میزان انطباق اولویت­های نظری با شرایط عملیاتی را بسنجد و نقاط قوت و ضعف هر معیار را در مواجهه با پیچیدگی­های عینی آشکار سازد. این اعتبارسنجی میدانی، به‌ ویژه در کنار شبیه­سازی، امکان مقایسه خروجی‌های مدل با داده­های مشاهده ‌شده از تخلیه­های واقعی (یا تمرینات عملیاتی) را فراهم نموده و به اصلاح وزن‌ها و افزایش استحکام مدل کمک شایانی می‌کند.

 

نتیجه‎گیری

مطالعه حاضر با هدف شناسایی و اولویت­­بندی فاکتورهای مؤثر بر مکان­‌یابی پناهگاه‌­های ایمن و مسیرهای تخلیه اضطراری در صنایع فرایندی در مواجهه با سناریوهایی نظیر انتشار مواد سمی با به ‌کارگیری رویکرد AHP انجام شد و نتایج نشان داد که در مکان­‌یابی پناهگاه‌های  ایمن، معیارهای "حداقل میزان مواجهه با مواد خطرناک" و "فاصله از منابع خطر" با وزن مساوی 0.16 بالاترین اولویت را دارند. در رتبه‌های بعدی، معیارهای "دسترسی به مسیرهای ایمن" و "زمان بهینه تخلیه" قرار می‌گیرند که بیانگر اهمیت حیاتی فاصله­گیری از مخاطرات و سرعت دسترسی در طراحی پناهگاه‌هاست. در مقابل، در تعیین مسیرهای تخلیه اضطراری، معیار "تأثیرپذیری از حادثه" با وزن 0.22 بیشترین اهمیت را داشته و معیارهای "توزیع جمعیت در محل" و "چگالی جمعیت در مسیرها" در اولویت‌های بعدی قرار گرفته­اندکه نشان‌ دهنده لزوم اولویت‌دهی به ایمنی مسیر در برابر مخاطرات فرایندی است. بر اساس این یافته‌­ها، مهندسان ایمنی می­‌بایست در مکان ‌یابی پناهگاه ها، حداقل فاصله ایمن را بر اساس مدل‌سازی پیامد سناریوهای بحرانی نظیر انفجار و انتشار گازهای سمی محاسبه و پناهگاه‌ها را خارج از شعاع خطر استقرار دهند. همچنین، در طراحی مسیرهای تخلیه، گره ­های شبکه‌ای که در معرض اثر دومینو قرار دارند، باید از شبکه حذف و مسیرهای جایگزین با کمترین میزان مواجهه با مخاطرات با استفاده از الگوریتم‌های  بهینه ‌سازی مسیر تعیین گردند. ظرفیت مسیرهای تخلیه نیز می‌­بایست بر اساس حداکثر جمعیت شناور و شاغل در هر شیفت محاسبه شده و گلوگاه‌­های احتمالی از طریق افزایش پهنای مسیر یا ایجاد مسیرهای موقت برطرف شوند تا زمان تخلیه بهینه گردد. در بازنگری طرح­‌های جامع پاسخ به شرایط اضطرار، معیارهای با وزن بالاتر به‌عنوان شاخص‌های کلیدی عملکرد تعریف شده و میزان انطباق پناهگاه­ها و مسیرهای موجود با این شاخص‌ها، پایش گردد. برای واحدهای در حال احداث، نتایج این مطالعه می‌­تواند در مرحله طراحی مفهومی به ‌عنوان چک ‌لیست الزامات ایمنی مورد استفاده قرار گیرد تا از بروز هزینه‌های اصلاحی در مراحل بعدی پیشگیری شود. در نهایت، اولویت‌دهی به معیارهای فاصله از منابع خطر و ایمنی مسیر در طراحی سیستم­های مدیریت اضطراری، می‌تواند نقش مؤثری در کاهش تلفات انسانی، جلوگیری از پیامدهای ناشی از اثرات دومینو و افزایش صنایع فرایندی ایفا کند و چارچوب عملیاتی این مطالعه، ابزاری کارامد برای مهندسان ایمنی و مدیران بحران در راستای ارتقاء سطح ایمنی واحدهای صنعتی با ریسک بالا فراهم می‌آورد.

 



[1]. simple additive weighting

[2]. Intuitionistic Fuzzy

Abdollahpour S, B. A., Akbari H, Khajevandi A. . (2022a). Assessment of the Resilience Culture of Safety Management Systems by Hierarchical Analysis Method; Case Study: Metal Industries in Countries, 2021. Journal of Occupational Hygiene Engineering
9(1), 46-54.
Abdollahpour S, B. A., Akbari H, Khajevandi A. . (2022b). Assessment of the Resilience Culture of Safety Management Systems by Hierarchical Analysis Method; Case Study: Metal Industries in Countries, 2021. Journal of Occupational Hygiene Engineering., 9(1), 46-54.
Ayyildiz, E., ERDOĞAN, M., & Gul, M. (2025). An integrated intuitionistic fuzzy framework for emergency response center location planning in industrial areas. International Journal of Critical Infrastructure Protection, 100813.
Cao K, L. L., Liu Y, Wang L, Choi KN, Gao J. . (2022 ). Research on the siting model of emergency centers in a chemical industry park to prevent the domino effect. Processes, 10(11), 2287.
Georgiadou PS, P. I., Kiranoudis CT, Markatos NC. . (2007 ). Modeling emergency evacuation for major hazard industrial sites. . Reliability Engineering & System Safety., 92(10), 1388-1402.
He S, S. S., Lin Z, Lu Y, Li H.  . Dec 30:112178. (2025 ). Optimization of decision-making in safety investments for domino accident prevention in chemical industrial parks based on system dynamics. Reliability Engineering & System Safety, 270, 112178.
He, Z., Weng, W., Huang, X., Lan, M., & Shen, K. (2025). The decision-making between evacuation and shelter-in-place (SIP) in case of multi-hazard chemical accidents. Chemical Engineering Transactions, 116, 463-468.
Jiang J, Z. X., Wei R, Huang S, Zhang X. S. (2023). Study on location of fire stations in chemical industry parks from a public safety perspective: Considering the domino effect and the identification of major hazard installations for hazardous chemicals. Fire, 6(6), 218.
Kourniotis SP, K. C., Markatos NC. (2000). Statistical analysis of domino chemical accidents. Journal of hazardous materials, 71(1-3), 239-252.
Li AC, N. L., Xu N, Davidson R. (2012 ). Shelter location and transportation planning under hurricane conditions. . Transportation Research Part E: Logistics and Transportation Review., 48(4), 715-729.
Li, D., H. H., Yang J. (2021). Two-stage optimization study on location and layout of emergency resources in chemical parks. IOP Conference Series: Earth and Environmental Science, 
Mandali, H., K. E., Ebrahimi H, Hanifi SM, Ayat SM, Ghashghaei M. . (2025). Machine learning and bayesian network based on fuzzy AHP framework for risk assessment in process units. Scientific Reports., 15(1), 39083.
Nguyen, P.T., N. Q., Huynh VDB, Nguyen LT. (2024). E-learning quality and the learners’ choice using spherical fuzzy analytic hierarchy process decision-making approach. Vikalpa, 49(2), 143-156.
Omidi, L., B. M., Dolatabad, K.M., Zakerian, S.A., Azam, K. (2024). Mindful organizing mediates the relations between group safety climate and safety-related behaviors among operating room team members. Perioperative Care and Operating Room Management., 34, 100351.
Omidi, L., D. K., Pilbeam, C. (2023). Differences in perception of the importance of process safety indicators between experts in Iran and the West. Journal of safety research, 84, 261-272.
Omidi, L., K. H., Moradi, G. (2023). Assessment of emergency risk management and resilience engineering at management levels of a high hazard industry. Safety and reliability.
Omidi, L., M. G., Salehi V, Khosravifar M. (2024). A multi-criteria decision-making approach for prioritizing factors influencing healthcare workers' safety performance: A case of a women's hospital. Journal of Safety and Sustainability., 1(3), 173-180.
Omidi, L., Z. S., Saraji, J.N., Hadavandi, E., Yekaninejad, M.S. (2018). Prioritization of human factors variables in the management of major accident hazards in process industries using fuzzy AHP approach. Health scope, 7(4), e61649.
Osman, M.S., R. B. (2012). Application of static uncapacitated multi-commodity flow models to dynamic capacity-constrained evacuation path networks. Proceedings of the International Conference on Industrial Engineering and Operations Management
Osman, M.S., R. B. (2013). Two-phase evacuation route planning approach using combined path networks for buildings and roads. Computers & Industrial Engineering, 65(2), 233-245.
Othman, M.R., I. R., Hassim MH, Ibrahim WHW. (2016). Prioritizing HAZOP analysis using analytic hierarchy process (AHP). Clean Technologies and Environmental Policy, 18(5), 1345-1360.
Pérez-Galarce, F., C. L., Vergara, C., Candia-Véjar, A. (2017). An optimization model for the location of disaster refuges. Socio-Economic Planning Sciences., 59, 56-66.
Salehi, V., M. G., Omidi, L., Rahimi, E. (2023). An MCDM approach to assessing influential factors on healthcare providers’ safe performance during the COVID-19 pandemic: Probing into demographic variables. Journal of Safety Science and Resilience., 4(3), 274-283.
Shafahi, M., D. K., Juybari, M.N., Omidi, L. (2026). Prioritizing Factors Influencing Failure in the Crisis Management System of a Process Industry Using the Analytic Hierarchy Process. Journal of Health and Safety at Work, 16(1), 168-187.
Shen, Y., W. Q., Yan, W., Sun, J. (2015). An evacuation model coupling with toxic effect for chemical industrial park. Journal of Loss Prevention in the Process Industries., 33, 258-265.
Shojaee Barjoee, S., N. M., Malverdi, E., Mahmoud, Z., Abadi, S., Naghdi, M.R. (2021). Modeling the consequences of benzene leakage from tank using ALOHA in Tar Refining Industrial of Kerman, Iran. Pollution, 7(1), 217-230.
Talhofer, V., & Hošková-Mayerová, Š. (2019). Method of selecting a decontamination site deployment for chemical accident consequences elimination: application of multi-criterial analysis. ISPRS International Journal of Geo-Information, 8(1), 171.
TL., S. (1990 ). How to make a decision: the analytic hierarchy process. European journal of operational research, 48(1), 9-26.
X., W. (2026 ). Spatially Constrained Evacuation Route Optimization for LPG Leakage Accidents in Chemical Industrial Parks. . Processes, 14(13), 2222.
Zhang, D., M. Z., Gong, M., Ren, J., Zuo, S., Chen, X. (2023 ). Study on optimization of shelter locations and evacuation routes of gas leakage accidents in chemical industrial park. Process Safety and Environmental Protection, 177, 556-567.
Zhang, J.H., S. X., Zhu, R., Li, M., Miao, W. (2017 ). Solving an emergency rescue materials problem under the joint reserves mode of government and framework agreement suppliers. . Plos one, 12(10), e0186747.
Zhang, N., S. S., Zhou, A.N., Chen, J. (2019). A brief report on the March 21, 2019 explosions at a chemical factory in Xiangshui, China. Process Safety Progress, 38(2), e12060.
Zhao, X., C. J., Xu, W., Lou, S., Du, P., Yuan, H., Ip, K.P. (2019 ). A three-stage hierarchical model for an earthquake shelter location-allocation problem: case study of Chaoyang District, Beijing, China. Sustainability, 11(17), 4561.