نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی
تازه های تحقیق
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Visual comfort, as a fundamental aspect of indoor environmental quality, significantly influences occupant satisfaction, health, and productivity. Recent studies indicate that daylight, glare, and view quality directly impact spatial experience and quality of life. However, most research has focused on only one of these components, with less attention given to their dynamic interactions. Furthermore, building design approaches developed to reduce energy consumption have neglected health-related dimensions and user experience of visual comfort. This paper reviews the existing literature to analyze current trends and identify limitations. The findings indicate that energy-oriented approaches have considered daylight solely as a means to reduce energy load and ignored human aspects and user experience. Unidimensional approaches have focused on one or two components of visual comfort and neglected outdoor view quality. In contrast, holistic approaches have demonstrated that the simultaneous combination of energy, daylight, and visual quality analysis can lead to both energy savings and improved user well-being. However, even in comprehensive approaches, most studies have focused on office and educational uses, while residential use has been severely neglected. Furthermore, few studies have addressed the dynamic interaction of all three components within an integrated framework. From a theoretical perspective, this paper proposes a new conceptual model emphasizing dynamic interaction and balance among the three components. From a practical standpoint, architects should consider openings, shading, and view quality simultaneously in the design process. The most significant gap identified is the lack of research in residential environments, highlighting the need for user-centered future studies in this context. These gaps provide an opportunity to develop integrated frameworks that simultaneously address energy performance, occupant well-being, and environmental sustainability. Addressing these research gaps is essential for achieving truly human-centered and sustainable architectural design. Future studies should prioritize multi-criteria optimization approaches that balance energy efficiency objectives with visual comfort and occupant health outcomes.
کلیدواژهها English
مقدمه
نور روز و دسترسی به دید بیرونی دو عنصر اساسی در شکلگیری کیفیت محیط داخلی ساختمانها محسوب میشوند. نور طبیعی نهتنها به عنوان یک استراتژی برای کاهش وابستگی به روشنایی مصنوعی و صرفهجویی در مصرف انرژی عمل میکند، بلکه تأثیرات مثبتی نیز بر سلامت جسمی و روانی ساکنان دارد. مطالعات نشان دادهاند که قرار گرفتن در معرض نور روز میتواند به افزایش تمرکز و بهرهوری، نشاط و کاهش علائم افسردگی و اضطراب کمک کند (Alrubaih et al., 2013; Krüger et al., 2018). از سوی دیگر، وجود دید بیرونی با ایجاد ارتباط بصری با طبیعت و محیط اطراف، نقش مهمی در ارتقای رضایت کاربران، کاهش تنش و بهبود کیفیت زندگی دارد (Farivar & Teimourtash, 2023; Rezaei et al., 2024).
با وجود این شواهد روشن، طراحی ساختمانها همچنان با چالشهای متعددی در برقراری تعادل بین صرفهجویی انرژی و آسایش بصری کاربران مواجهاست. راهکارهای انرژیمحوری مانند کوچککردن پنجرهها یا استفاده از سیستمهای کنترل تابش، هرچند در کاهش بار انرژی مؤثرند، میتوانند به طور جدی کیفیت نور طبیعی و دسترسی به دید بیرونی را محدود کنند (Pilechiha et al., 2020). بهطور مشابه، الگوریتمهای بهینهسازی ساختمان اغلب شاخصهای انرژی را در اولویت قرار میدهند و تمایلات کاربران نسبت به شرایط نوری و بصری را کمتر در نظر میگیرند (Ma & Pan, 2021). این تضاد آشکار بین کارایی انرژی و تجربه کاربری، گویای آن است که آسایش بصری یک پدیده چندبعدی است و نمیتوان آن را تنها با یک شاخص واحد ارزیابی کرد.
همچنین، اگرچه تعداد قابل توجهی از پژوهشها در حوزه نور روز انجام شدهاند، بیشتر آنها بر یک بعد خاص متمرکز بودهاند. برای مثال، برخی مطالعات تأثیر نور طبیعی بر سلامت یا بهرهوری کاربران را بررسی کردهاند بدون آنکه به مسئله خیرگی یا کیفیت دید بیرونی بپردازند. در مقابل، برخی دیگر صرفا بر تحلیل خیرگی تمرکز کردهاند (Farivar & Teimourtash, 2023). این رویکردهای تکبعدی اگرچه در شناسایی جنبههای خاص ارزشمندند، اما تصویری جامع و یکپارچه از آسایش بصری ارائه نمیدهند.
در سالهای اخیر، تلاشهایی برای یکپارچهسازی ابعاد مختلف آسایش بصری صورت گرفتهاست. مطالعاتی تحلیل انرژی را با ارزیابی نور روز و کیفیت دید ترکیب کردهاند و نشان دادهاند که چنین همزمانی میتواند هم رفاه کاربران و هم کارایی انرژی ساختمانها را بهبود بخشد (De Luca et al., 2022; Le et al., 2022; Mahdavinejad et al., 2024). همچین رویکردهایی یکپارچه برای بررسی نور روز به همراه دید و منظر نیز ارائه شدهاست که آسایش بصری را در هر دو رویکرد مورد بررسی قرار میدهد و بیان میکنند که بیتوجهی به تعادل بین نورروز و کیفیت دید میتواند موجب نارضایتی کاربران شود (Dabaj et al., 2022; Nourkojouri et al., 2021).
پژوهشها در حوزهی نور روز، خیرگی و کیفیت دید را میتوان در سه دستهی اصلی جای داد؛ دسته اول رویکرد انرژی محور، دسته دوم مطالعات تکبعدی بر آسایش بصری بدون توجه به دید و منظر و دسته سوم تلاشهای جامعنگر برای تلفیق عوامل مختلف.
رویکردهای انرژیمحور
بخش عمدهای از تحقیقات اولیه در حوزه ساختمان، بر کاهش بار انرژی متمرکز بودهاند و در این مطالعات، نور روز به عنوان ابزاری برای صرفهجویی انرژی در نظر گرفته شدهاست. در این رویکردها، اغلب جنبههای انسانی و تجربه کاربر کمتر مورد توجه قرار گرفتهاست. (Pilechiha et al., 2020) نشان دادند که بسیاری از راهکارهای طراحی پنجره که با هدف بهینهسازی انرژی ارائه میشوند، ممکن است کیفیت نور طبیعی و دسترسی به دید بیرونی را کاهش دهند و در نتیجه تجربه کاربران در فضاهای داخلی تحت تأثیر قرار گیرد. درپژوهشی دیگر نیز تأکید کردند که الگوریتمهای بهینهسازی ساختمان اغلب شاخصهای انرژی را در اولویت قرار میدهند و تمایلات کاربران نسبت به شرایط نوری و بصری را کمتر در نظر میگیرند (Ma & Pan, 2021). این یافتهها نشان میدهند که دستیابی به بهرهوری انرژی بدون در نظر گرفتن آسایش بصری، ممکن است تناقضی جدی در مفهوم طراحی پایدار ایجاد کند.
نوادا و همکاران [1](2016)، با استفاده از رویکردهای نوین، کاهش مصرف انرژی را با بهبود پارامترهای نوری پیوند زدند و نشان دادند که طراحی هوشمندانهی نور روز میتواند به صرفهجویی انرژی کمک کند. با این حال، این رویکردها عمدتا ابزارمحور هستند و کمتر به کیفیت تجربه انسانی و رفاه کاربران پرداختهاند.
رویکردهای تکبعدی بر آسایش بصری (بدون در نظر گرفتن دید)
دسته دوم پژوهشها بیشتر بر یک یا دو مؤلفه از آسایش بصری تمرکز داشتهاند و کیفیت دید بیرونی را نادیده گرفتهاند. برخی مطاعات نشان میدهند که نور طبیعی دارای تأثیر دوگانه است: از یک سو، سلامت جسمی و روانی، بهرهوری و تمرکز کاربران را افزایش میدهد. از سوی دیگر، در صورت عدم مدیریت صحیح، میتواند باعث خیرگی و آزار بصری شود. این مطالعات بر اهمیت مدیریت دقیق نور روز در فضاهای داخلی تأکید دارند (Alrubaih et al., 2013; Krüger et al., 2018).
تحقیقاتی دیگر به طور خاص به تحلیل خیرگی پرداختهاند و نشان دادهاند که کنترل نادرست خیرگی میتواند آسایش بصری کاربران را به شدت کاهش دهد. اگرچه این مطالعات در شناسایی مشکلات جزئی مفید هستند، اما به دلیل نادیده گرفتن کیفیت دید، تصویری جامع از آسایش بصری ارائه نمیکنند (Farivar & Teimourtash, 2023; Rezaei et al., 2024).
برخی تحقیقات نیز تمرکز خود را بر نور روز قرار دادهاند. حسینی و همکاران [2](2019)، با بررسی نماهای متحرک، تلاش کردند تا با افزایش نفوذ نور طبیعی، آسایش بصری کاربران را بهبود بخشند. لی و همکاران [3](2019) نیز طراحی آتریوم را به عنوان راهکاری برای ایجاد تعادل بین مصرف انرژی و آسایش بصری مطرح کردند و نشان دادند که بهبود پارامترهای نوری میتواند هم به کاهش مصرف انرژی و هم ارتقای رفاه کاربران منجر شود. همچنین، موذنی و قیاباکلو [4](2016) نشان دادند که استفاده از روشهای کنترل نور روز، مانند طاقچههای نوری، میتواند کیفیت نور داخلی را بهبود بخشد و مصرف انرژی را کاهش دهد.
فاسی و بوداوی [5](2015) به اهمیت طراحی پنجره در عملکرد انرژی و آسایش بصری تأکید کردند و بیان کردند که صرفهجویی انرژی بدون ملاحظات بصری میتواند اثرات منفی بر تجربه کاربران داشته باشد. عبدلحمید و همکاران[6] (2023) نیز نشان دادند که پوسته و نمای ساختمان، با تحلیل پارامتریک بازشوها، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت نور و آسایش بصری دارند.
مطالعاتی دیگری با بررسی نقش عوامل محیطی مانند نوع آسمان، هندسه شهری و بازتابندگی مصالح، و همچنین با بررسی فضاهای مطاعاتی در کاربری آموزشی، نشان دادهاند که بهبود استفاده از نور روز میتواند هم آسایش بصری را ارتقا دهد و هم مصرف انرژی را کاهش دهد (Nasrollahi & Shokri, 2016). همچنین نیز بهینهسازی سایهاندازها را بهعنوان راهکاری برای کاهش انرژی و افزایش عملکرد نور روز معرفی کردهاند (Bazazzadeh et al., 2021).
به طور خلاصه، این دسته از مطالعات نشان میدهد که نور روز تاثیرات مثبتی بر آسایش بصری و بالاتر بردن کیفیت زندگی کاربران میگذارد، اما عدم توجه به کیفیت دید باعث شده است که تصویر نهایی از آسایش بصری ناقص و تکبعدی باقی بماند.
رویکردهای جامعنگر
در سالهای اخیر، مطالعات متعددی منتشر شدهاند که به دنبال تلفیق معیارهای مختلف آسایش بصری و انرژی هستند. این تحقیقات نشان دادند که ترکیب تحلیل انرژی با ارزیابی نور روز و کیفیت دید میتواند هم صرفهجویی انرژی و هم بهبود رفاه کاربران را به همراه داشته باشد (De Luca et al., 2022; Mahdavinejad et al., 2024).
فلامنت و همکاران [7](2022)، استفاده از ابزارهای سایهانداز پارچهای را مورد بررسی قرار دادند و نشان دادند که این سیستمها میتوانند ضمن کاهش مصرف انرژی، دید مطلوب کاربران را نیز حفظ کنند. نورکجوی و همکاران [8](2021) چارچوبی برای طراحی دفاتر اداری ارائه دادند که نور روز، خیرگی و دید بیرونی را به صورت همپیوسته در نظر میگیرد. دباج و همکاران [9](2022) نیز بیان میکند که نادیده گرفتن تعادل بین نور و دید میتواند باعث نارضایتی گسترده کاربران شود، یافتهای که با نتایج ولیتبار و همکاران [10](2021) در زمینه بهینهسازی سیستمهای سایه بان تطبیق پذیر همسو است.
درپژوهشی دیگر در فضاهای آموزشی نشان دادند که ارتقای آسایش بصری نهتنها کیفیت محیط داخلی را بهبود میبخشد، بلکه میتواند راندمان یادگیری را نیز افزایش دهد (Bian et al., 2023). ایوانو و ساتو[11] (2025) با تمرکز بر دیدگاه کاربران، نشان دادند که کیفیت دید بیرونی علاوه بر تأثیر بر عملکرد نور، اثرات فیزیولوژیکی و روانی قابل توجهی بر رفاه کاربران دارد. همچینن با تاکید بر این موضوع، با استفاده از رفتارهای تطبیقی کاربران، کیفیت دید را کمیسازی کرده و نشان دادند که این شاخص در کنار پارامترهای نوری میتواند به طراحی بهینه نما و حفظ آسایش بصری کمک کند (Rizi et al., 2024).
با وجود پیشرفتهای انجامشده، هنوز تعداد کمی از مطالعات به صورت جامع به آسایش بصری پرداختهاند. بیشتر پژوهشها فقط یکی از عوامل را بررسی میکنند و تعامل بین نور روز، خیرگی و دید بیرونی را در ارتباط با یکدیگر و به طور یکپارچه بررسی نمیکنند. بنابراین، توسعه چارچوبهایی که همزمان به انرژی و تجربه انسانی توجه داشته باشند و بعد فیزیکی را در کنار ابعاد فیزیولوژیکی و سلامت کاربران در نظر گیرد، همچنان یک ضرورت است.
مرور ادبیات نشان میدهد که آسایش بصری در ساختمانها یک پدیده چندبعدی است که تنها با در نظر گرفتن همزمان نور روز، کنترل خیرگی و کیفیت دید بیرونی میتوان آن را بهطور کامل ارزیابی کرد. پژوهشهای انرژیمحور بر کاهش مصرف انرژی تمرکز دارند، اما غالباً به کیفیت دید و تجربه کاربران توجه کمی داشتهاند و همانطور که گفته شد نکاهی تک بعدی از نظر انرژی خطر کاهش رضایت افراد در بعد آسایش بصری را به همراه دارد. مطالعات تکبعدی بر آسایش بصری نشان میدهند که نور طبیعی سلامت، بهرهوری و تمرکز کاربران را ارتقا میدهد، ولی بدون توجه به کیفیت دید، تصویر کامل آسایش بصری ارائه نمیشود. در مقابل، پژوهشهای جامعنگر با ترکیب معیارهای انرژی، نور روز و کیفیت دید، هم بهرهوری انرژی و هم رفاه کاربران را بهبود میبخشند. این رویکرد میتواند نگاهی یکپارچه از آسایش بصری ارائه دهد و در نهایت منجر به راه حل های طراحی کاربر محور همراه با کاهش مصرف انرژی ارائه دهد.
جدول 1 نشان میدهد که بیشتر مطالعات آسایش بصری را در کاربری اداری و سپس آموزشی بررسی کردهاند و به فضاهای مسکونی توجه کمتری شده است، که این موضوع ضرورت تمرکز پژوهشهای آتی بر محیطهای مسکونی و طراحی کاربرمحور را مشخص میکند:
جدول 1. خلاصهای از مقالات مورد بررسی واقع شده، کاربری آنها و هدف پژوهش
Table 1. Summary of the articles reviewed, their use, and research objective
|
منبع |
هدف |
کاربری |
|
انرژی و آسایش بصری |
اداری |
|
|
آسایش بصری |
آموزشی |
|
|
(Bazazzadeh et al, 2021) |
انرژی و آسایش بصری |
اداری |
|
آسایش بصری |
اداری |
|
|
آسایش بصری و آسایش حرارتی |
اداری |
|
|
آسایش بصری |
آموزشی |
|
|
انرژی و آسایش بصری |
اداری |
|
|
آسایش بصری |
اداری |
|
|
آسایش بصری |
مسکونی |
با توجه به مرور مطالعات پیشین، اگرچه در سالهای اخیر توجه به آسایش بصری و رویکردهای یکپارچه افزایش یافته است، بخش قابل توجهی از پژوهشها همچنان بهصورت انرژیمحور یا تکبعدی انجام شدهاند و در بسیاری از مطالعات، کیفیت دید بیرونی در کنار نور روز و خیرگی مورد توجه کافی قرار نگرفته است؛ همچنین در مطالعاتی که عملکرد انرژی و آسایش بصری را همزمان بررسی کردهاند، اولویتدهی به معیارهای انرژی در مواردی موجب کمرنگ شدن جنبههای انسانی و تجربه بصری کاربران شده است. افزون بر این، بخش عمده مطالعات موجود بر کاربریهای اداری و آموزشی متمرکز بوده و محیطهای مسکونی سهم بسیار محدودی از پژوهشها را به خود اختصاص دادهاند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف مرور نظاممند و تحلیل محتوای مطالعات حوزه آسایش بصری، شناسایی روندهای غالب و تبیین شکافهای موجود در توجه همزمان به نور روز، خیرگی، کیفیت دید بیرونی و عملکرد انرژی انجام شده است.
در این راستا، مطالعات پیشین در سه رویکرد انرژیمحور، تکبعدی و جامع طبقهبندی شده و میزان توجه آنها به تعامل میان مؤلفههای آسایش بصری و همچنین کاربری مورد مطالعه بررسی میشود. دستاورد اصلی پژوهش، ارائه تصویری یکپارچه از تحول رویکردهای پژوهشی در حوزه آسایش بصری، آشکارسازی کمبود مطالعات جامع و بهویژه مسکونی، و تبیین ضرورت حرکت از بهینهسازی تکمعیاره به سوی رویکردهای چندمعیاره و کاربرمحور است که میتواند مبنایی برای توسعه پژوهشهای آینده در زمینه ایجاد تعادل میان عملکرد انرژی، کیفیت نور روز و کیفیت دید بیرونی در ساختمانهای مسکونی باشد.
روششناسی پژوهش
جامعه مورد مطالعه شامل پژوهشهای علمی منتشرشده در زمینه آسایش بصری، نور روز، خیرگی، کیفیت دید و ارتباط آنها با انرژی و رفاه کاربران در بازه زمانی 2015 تا 2025 بود. انتخاب این بازه زمانی با هدف بررسی مطالعات یک دهه اخیر و شناسایی تحول رویکردهای پژوهشی از مطالعات عمدتاً تکبعدی و انرژیمحور به سمت رویکردهای جامعتر و چندمعیاره انجام شد. این بازه زمانی همچنین امکان بررسی مطالعات جدیدتری را فراهم میکند که در آنها مفاهیمی مانند کیفیت دید، رفاه کاربران و تجربه بصری در کنار معیارهای متداول نور روز و انرژی مورد توجه قرار گرفتهاند.
جستجوی نظاممند مطالعات با استفاده از مجموعهای از کلیدواژههای مرتبط با موضوع پژوهش و با بهرهگیری از عملگرهای منطقی مناسب انجام شد تا پژوهشهای مرتبط با آسایش بصری، نور روز، خیرگی، کیفیت دید، عملکرد انرژی و رفاه کاربران شناسایی شوند. جستجو در پایگاههای معتبر علمی بینالمللی انجام گرفت و بهمنظور افزایش جامعیت نتایج، علاوه بر جستجوی الکترونیکی، فهرست منابع مطالعات کلیدی نیز بهصورت دستی بررسی شد. این فرآیند با هدف شناسایی حداکثری مطالعات مرتبط و کاهش احتمال حذف پژوهشهای مرتبط به دلیل تفاوت در واژگان یا محدودیتهای جستجوی پایگاهها انجام گرفت.
علاوه بر جستجوی پایگاههای علمی، برای افزایش جامعیت مرور، بررسی دستی فهرست منابع مقالات کلیدی نیز انجام شد. به این ترتیب، مقالات مرتبطی که ممکن بود به دلیل تفاوت در واژگان مورد استفاده یا محدودیتهای جستجوی پایگاهها در مرحله اولیه شناسایی نشده باشند، نیز مورد بررسی قرار گرفتند.
در مرحله نخست، مجموعاً ۷۸ مقاله از طریق جستجوی پایگاههای علمی و بررسی منابع مقالات کلیدی شناسایی شد. پس از حذف موارد نامرتبط و بررسی اولیه عنوان و چکیده، مقالاتی که ارتباط کافی با اهداف پژوهش نداشتند کنار گذاشته شدند. در مرحله دوم، متن کامل مقالات باقیمانده مورد مطالعه قرار گرفت و انطباق آنها با معیارهای ورود و خروج بررسی شد. در نهایت، پس از ارزیابی ارتباط موضوعی، جامعیت محتوایی و کیفیت روششناختی، ۳۰ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند.
برای تحلیل یافتههای مطالعات منتخب از تحلیل محتوای جهتدار استفاده شد. در این روش، کدگذاری دادهها بر اساس چارچوب مفهومی اولیه پژوهش انجام میشود و یافتههای مطالعات پیشین در دستههای مفهومی مشخص سازماندهی میشوند. در پژوهش حاضر، چارچوب اولیه بر اساس سه رویکرد اصلی شکل گرفت.
رویکرد انرژیمحور: مطالعاتی که در آنها کاهش مصرف انرژی و بهبود عملکرد انرژی هدف اصلی بوده و مؤلفههای آسایش بصری یا تجربه کاربران در جایگاه ثانویه قرار داشتهاند.
رویکرد تکبعدی آسایش بصری: مطالعاتی که بر یک یا چند مؤلفه محدود از آسایش بصری، مانند نور روز، خیرگی یا کیفیت دید تمرکز داشتهاند، اما تعامل میان مؤلفههای مختلف را بهصورت جامع بررسی نکردهاند.
رویکرد جامع و یکپارچه: مطالعاتی که دو یا چند مؤلفه آسایش بصری را در ارتباط با یکدیگر و یا در کنار عملکرد انرژی و رفاه کاربران مورد بررسی قرار دادهاند.
این طبقهبندی صرفاً بر اساس عنوان مقاله انجام نشد، بلکه هدف اصلی مطالعه، مؤلفههای مورد ارزیابی، شاخصهای مورد استفاده و میزان توجه به تعامل میان عوامل مختلف در نظر گرفته شد. علاوه بر طبقهبندی اصلی، مطالعات از نظر نوع کاربری ساختمان نیز دستهبندی شدند تا مشخص شود کدام گروههای کاربری در ادبیات موجود بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند. در این بخش، کاربریهای اداری، آموزشی، مسکونی و سایر کاربریهای مرتبط از یکدیگر تفکیک شدند.
پس از کدگذاری، یافتههای مطالعات در چارچوبی تطبیقی مورد بررسی قرار گرفتند. در این مرحله، تمرکز اصلی بر شناسایی الگوهای مشترک، تفاوتهای رویکردی و خلأهای موجود در ادبیات بود. بهطور خاص، چهار محور اصلی مورد توجه قرار گرفت: نحوه توجه به نور روز، میزان توجه به خیرگی، میزان و شیوه ارزیابی کیفیت دید بیرونی و نحوه ارتباط این مؤلفهها با عملکرد انرژی و رفاه کاربران.
همچنین، توزیع مطالعات بر اساس کاربری ساختمان مورد بررسی قرار گرفت تا مشخص شود آیا رویکردهای جامع و کاربرمحور بهطور یکسان در انواع ساختمانها مورد استفاده قرار گرفتهاند یا خیر. نتایج این تحلیل امکان مقایسه میان رویکردهای مختلف و شناسایی حوزههایی را فراهم کرد که در آنها پژوهشهای موجود از پوشش کافی برخوردار نیستند.
برای افزایش اعتبار فرآیند انتخاب و تحلیل مطالعات، مراحل غربالگری و کدگذاری توسط دو پژوهشگر بررسی شد و موارد اختلاف از طریق بررسی مجدد مقالات و بحث و توافق نهایی تعیین تکلیف گردید. استفاده از چند پایگاه علمی معتبر و همچنین بررسی دستی منابع مقالات کلیدی نیز با هدف کاهش احتمال حذف مطالعات مرتبط انجام گرفت. علاوه بر این، استفاده از چارچوب کدگذاری مشخص، امکان مقایسه منظم مطالعات و کاهش تأثیر قضاوتهای فردی در فرآیند تحلیل را فراهم کرد.
با وجود تلاش برای انجام یک مرور نظاممند و جامع، این پژوهش با برخی محدودیتها مواجه است. نخست، به دلیل ناهمگونی قابل توجه مطالعات از نظر روشهای تحقیق، شاخصهای ارزیابی، شرایط شبیهسازی و معیارهای گزارش نتایج، امکان انجام فراتحلیل کمی و ترکیب آماری مستقیم یافتهها وجود نداشت. از این رو، سنتز یافتهها بهصورت کیفی و بر اساس تحلیل محتوای جهتدار انجام شد. دوم، احتمال وجود مطالعات مرتبطی که در پایگاههای مورد استفاده نمایه نشدهاند، بهطور کامل قابل حذف نیست؛ هرچند بررسی دستی منابع مقالات کلیدی برای کاهش این محدودیت انجام گرفت. سوم، محدود کردن جستجو به مطالعات منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ ممکن است موجب حذف برخی مطالعات بنیادین پیش از این دوره شده باشد. در نهایت، تمرکز عمده بر منابع انگلیسیزبان ممکن است باعث شود بخشی از پژوهشهای مرتبط منتشرشده به زبانهای دیگر در مرور حاضر منعکس نشده باشند (Heidari et al., 2025; Hsieh & Shannon, 2005; Lee et al., 2025; Petticrew & Roberts, 2008; Shafavi et al., 2020).
یافتهها و بحث
مرور نظاممند مطالعات منتخب نشان داد که پژوهشهای انجامشده در حوزه آسایش بصری، بر اساس هدف، مؤلفههای مورد بررسی و میزان توجه به ارتباط میان عوامل مختلف، در سه رویکرد اصلی انرژیمحور، تکبعدی و جامع و یکپارچه قابل طبقهبندی هستند. بررسی روند زمانی مطالعات نشان میدهد که رویکردهای مختلف در طول دوره مورد بررسی از نظر میزان توجه به ابعاد مختلف آسایش بصری تحول یافتهاند. در مطالعات اولیهتر، تمرکز بیشتری بر عملکرد انرژی و شاخصهای فیزیکی وجود داشته، در حالی که در سالهای اخیر توجه به ابعاد مختلف تجربه بصری کاربران و ارتباط میان مؤلفههای آسایش بصری افزایش یافته است.
رویکردهای انرژیمحور: نخستین دسته شامل مطالعاتی است که هدف اصلی آنها بهبود عملکرد انرژی ساختمان و کاهش مصرف انرژی بوده است. این رویکرد عمدتاً در سالهای ابتدایی دوره مورد بررسی، یعنی حدود سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰، سهم بیشتری از مطالعات را به خود اختصاص داده است. در این مطالعات، نور روز عمدتاً بهعنوان ابزاری برای کاهش نیاز به روشنایی مصنوعی و در نتیجه کاهش مصرف انرژی مورد توجه قرار گرفته و سایر ابعاد تجربه بصری کاربران در اولویت پایینتری قرار داشتهاند. بررسی این مطالعات نشان داد که در بسیاری از فرآیندهای بهینهسازی، شاخصهای مرتبط با عملکرد انرژی بهعنوان اهداف اصلی تعریف شدهاند، در حالی که مؤلفههایی مانند خیرگی، کیفیت دید و رضایت بصری کاربران کمتر در فرآیند تصمیمگیری وارد شدهاند. در نتیجه، اگرچه این رویکردها در شناسایی راهکارهای مؤثر برای کاهش مصرف انرژی و بهبود عملکرد ساختمان نقش مهمی داشتهاند، محدود بودن معیارهای ارزیابی موجب شده است که پیامدهای طراحی بر تجربه بصری کاربران کمتر مورد توجه قرار گیرد. از این منظر، یافتههای این گروه نشان میدهد که تمرکز صرف بر شاخصهای انرژی نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده کیفیت مطلوب محیط داخلی باشد و ممکن است میان عملکرد انرژی و نیازهای بصری کاربران تعارض ایجاد شود.
رویکردهای تکبعدی آسایش بصری: دسته دوم شامل مطالعاتی است که بر یک یا دو مؤلفه از آسایش بصری تمرکز داشتهاند و تعامل میان مؤلفههای مختلف را بهصورت جامع بررسی نکردهاند. بخشی از این مطالعات بر آثار مثبت نور روز بر سلامت، بهرهوری و عملکرد کاربران تمرکز داشته و نقش نور طبیعی را در ارتقای کیفیت محیط داخلی بررسی کردهاند، اما در ارزیابی خود به پیامدهای احتمالی آن مانند خیرگی یا محدودیت کیفیت دید بیرونی توجه کافی نداشتهاند. گروه دیگری از مطالعات بهطور مشخص بر مسئله خیرگی تمرکز کردهاند و تلاش داشتهاند میزان ناراحتی بصری ناشی از تابش مستقیم یا نامناسب را ارزیابی و کنترل کنند، در حالی که کیفیت دید بیرونی در آنها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، برخی پژوهشها عمدتاً بر کمیت و توزیع نور روز تمرکز داشتهاند و معیارهایی برای سنجش کیفیت منظره و دسترسی بصری کاربران به محیط بیرون در نظر نگرفتهاند.
در مجموع، یافتههای این دسته نشان میدهد که اگرچه مطالعات تکبعدی در شناخت و تحلیل عوامل مشخص مؤثر بر آسایش بصری ارزشمند بودهاند، تمرکز محدود آنها بر یک یا دو مؤلفه باعث شده است ارتباط میان ابعاد مختلف آسایش بصری کمتر آشکار شود. به بیان دیگر، افزایش کیفیت یک مؤلفه لزوماً به معنای بهبود کلی تجربه بصری نیست؛ زیرا ممکن است یک راهکار که موجب بهبود نور روز میشود، همزمان احتمال خیرگی را افزایش دهد یا بر کیفیت دید بیرونی اثر منفی بگذارد. بنابراین، این دسته از مطالعات تصویری نسبتاً گسسته از آسایش بصری ارائه کردهاند و ضرورت توجه همزمان به مؤلفههای مختلف را برجسته میسازند.
رویکردهای جامع و یکپارچه: دسته سوم شامل مطالعاتی است که در آنها تلاش شده است چندین مؤلفه مرتبط با آسایش بصری و در برخی موارد عملکرد انرژی، بهصورت همزمان مورد بررسی قرار گیرند. بررسی روند زمانی مطالعات نشان داد که این رویکرد، بهویژه از حدود سال ۲۰۲۱ به بعد، رشد قابلتوجهی داشته است. در این مطالعات، نور روز، کیفیت دید، خیرگی و عملکرد انرژی بیش از گذشته بهعنوان مؤلفههای مرتبط با یک مسئله واحد در نظر گرفته شدهاند. یافتههای این گروه نشان میدهد که ترکیب همزمان معیارهای انرژی و آسایش بصری میتواند امکان دستیابی به راهکارهایی را فراهم کند که علاوه بر کاهش مصرف انرژی، شرایط بصری مطلوبتری را نیز برای کاربران ایجاد کنند.
تحلیل توزیع مطالعات نشان داد که رویکرد جامع و یکپارچه هنوز از پوشش کافی در همه زمینههای ساختمانی برخوردار نیست. بیش از ۶۰ درصد مطالعات بررسیشده به کاربری اداری اختصاص داشتهاند و پس از آن، کاربری آموزشی بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است؛ در مقابل، کاربری مسکونی تنها حدود ۲ درصد از مطالعات را شامل شده است. این توزیع نشان میدهد که اگرچه رویکردهای جامع در سالهای اخیر توسعه یافتهاند، کاربرد آنها در محیطهای مسکونی همچنان بسیار محدود است. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که شرایط بصری در محیط مسکونی بهطور مستقیم با تجربه روزمره و کیفیت زندگی ساکنان ارتباط دارد و نیازهای بصری کاربران در این محیط میتواند با محیطهای اداری و آموزشی متفاوت باشد.
جدول 1. طبقهبندی مطالعات بررسیشده بر اساس رویکرد پژوهشی و ویژگیهای اصلی
Table 2. Classification of reviewed studies based on research approach and main characteristics
|
رویکرد پژوهشی |
دوره غالب |
ویژگی اصلی مطالعات |
مؤلفههای مورد توجه |
محدودیت اصلی |
|
انرژیمحور |
۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ |
تمرکز بر کاهش مصرف انرژی و استفاده از نور روز برای کاهش نیاز به روشنایی مصنوعی |
عمدتاً انرژی و نور روز |
توجه محدود به خیرگی، کیفیت دید و تجربه کاربران |
|
تکبعدی آسایش بصری |
عمدتاً در طول دوره مرور |
تمرکز بر یک یا دو مؤلفه از آسایش بصری |
نور روز، خیرگی یا کیفیت دید بهصورت جداگانه |
ارائه تصویری گسسته و ناقص از آسایش بصری و عدم توجه کافی به تعامل مؤلفهها |
|
جامع و یکپارچه |
عمدتاً از ۲۰۲۱ به بعد |
بررسی همزمان چند مؤلفه آسایش بصری و در برخی موارد عملکرد انرژی |
نور روز، خیرگی، کیفیت دید، انرژی و رفاه کاربران |
تعداد محدود مطالعات با بررسی همزمان و متوازن هر سه مؤلفه |
در مجموع، یافتههای مرور نشان میدهد که ادبیات موجود از یک روند کلی حرکت از رویکردهای عمدتاً انرژیمحور و تکبعدی به سمت رویکردهای جامعتر و یکپارچهتر پیروی کرده است. با این حال، این تحول هنوز بهطور کامل به همه مؤلفههای آسایش بصری و همه انواع کاربریهای ساختمانی تسری نیافته است. بهویژه، کیفیت دید بیرونی همچنان در مقایسه با نور روز و انرژی کمتر در چارچوبهای یکپارچه مورد توجه قرار گرفته و محیطهای مسکونی نیز سهم بسیار محدودی از مطالعات را به خود اختصاص دادهاند. همچنین، محدود بودن تعداد مطالعاتی که نور روز، خیرگی و کیفیت دید را بهصورت همزمان و در تعامل با یکدیگر بررسی کردهاند، نشاندهنده تداوم شکاف موجود در توسعه رویکردهای جامع و کاربرمحور برای ارزیابی آسایش بصری است.
نتیجهگیری
مرور نظاممند ادبیات نشان داد که آسایش بصری یک پدیده چندبعدی است و به تعامل همزمان نور روز، کنترل خیرگی و کیفیت دید بیرونی وابسته است. رویکردهای صرفاً انرژیمحور یا تکبعدی، اگرچه در حل بخشی از مشکل مؤثر بودهاند، در عمل به دلیل نادیده گرفتن بعد انسانی، منجر به کاهش رضایت، کاهش سلامت روان و افزایش نارضایتی کاربران شدهاند. در مقابل، رویکردهای جامع نشان دادهاند که امکان طراحی چارچوبهای یکپارچهای وجود دارد که بهطور همزمان عملکرد انرژی را بهبود بخشند، کیفیت بصری را ارتقا دهند و سلامت کاربران را تضمین کنند.
از منظر نظری، این مقاله یک مدل مفهومی جدید برای آسایش بصری پیشنهاد میکند که بر تعامل پویای سه مؤلفه تأکید دارد و در آن «تعادل» به جای «بهینهسازی تکمعیاره» نقش کلیدی ایفا میکند. از منظر عملی، یافتهها نشان میدهند که معماران و طراحان باید بازشوها، سایهاندازها و کیفیت منظر را بهطور همزمان در فرآیند طراحی مد نظر قرار دهند، نه اینکه اولویت مطلق را به انرژی یا صرفاً نور بدهند. مهمترین شکاف شناساییشده، کمبود پژوهش در محیطهای مسکونی است که ضرورت انجام مطالعات آتی با رویکرد کاربرمحور در این بستر را دوچندان میکند. همچنین، فقدان ابزارهای ارزیابی یکپارچه که بتوانند همزمان هر سه مؤلفه آسایش بصری را در کنار عملکرد انرژی مورد سنجش قرار دهند، یکی دیگر از شکافهای اساسی محسوب میشود.
پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده بر توسعه ابزارهای ارزیابی چندمعیاره مبتنی بر شاخصهای ترکیبی و انجام مطالعات میدانی در ساختمانهای مسکونی با مشارکت مستقیم کاربران متمرکز شوند تا بتوان هم به کاهش مصرف انرژی و هم به ارائه تجربه فضایی مطلوب و سلامتمحور برای ساکنان دست یافت. همچنین، بهکارگیری روشهای یادگیری ماشین و شبیهسازیهای پویا برای پیشبینی رفتار ترکیبی این مؤلفهها، یکی از مسیرهای پژوهشی امیدوارکننده برای پر کردن شکاف موجود محسوب میشود.